جستجو


  • 954

مرا با نام واقعیم صدا بزن

چندی است که گویا کمپینی جهت حمایت از ترنس سکشوال ها در عرصه رسانه ای کشور به راه افتاده که من به نوبه خودم از این واقعه خیلی راضی و خوشنود هستم و امیدوارم منقطع نشه و سرانجامش به درک بیشتر تی اس در جامعه منجر بشه.

امروز پدرم ، همراه همیشگیم، سلطان بی بدیل قلبم روزنامه ای آورد و بهم گفت راجب ترنس ها نوشته شده..پدر عزیزم که روزی اطلاعی از این مسئله نداشت حالا حامی و دلسوزم هست.نگاهی به روزنامه انداختم مطلبی خوب و مفیدی بود در روزنامه ایران به قلم بانو مریم طالشی... در اینجا به اشتراک می ذارم با تشکر از این نویسنده محترم و روزنامه ایران

 

 

مرا با نام واقعي ام صدا بزن
دردهاي پنهان مبتلايان ملال جنسيتي

نويسنده: مريم طالشي

عمل تغيير جنسيت، پول مي خواهد. فقط هم خود عمل نيست که نياز به صرف هزينه دارد. فرد ترنسکشوال بعد از جراحي، تمام مناسباتش تغيير مي کند. پوشش، دوستان، شغل و گاهي محل زندگي او دستخوش دگرگوني مي شود. جلسات مشاوره و روان درماني را هم که به آن اضافه کنيم، هزينه ها گاه سر به فلک مي کشد بر اساس اساسنامه و هدف کلي انجمن، خدماتي را به اعضا ارائه مي دهيم که بيشتر در قالب مشاوره است. افراد تي اس با ما تماس مي گيرند چون در ابتداي امر نمي دانند به کدام پزشک مراجعه و مراحل درمانشان را از کجا شروع کنند. البته اين تخصص ما نيست که تشخيص دهيم فرد، ترنس است يا خير و براي اين کار، شخص در ابتدا بايد به روانپزشک سکسولوژ مراجعه کند
    
     اسمش امير است اما دوست دارد الميرا صدايش کنند؛ اسمي که خودش انتخاب کرده و قرار است روي صفحه اول شناسنامه اش بنشيند. بعد از عمل. تا حالابا اسم هاي زيادي صدايش کرده اند. توي مدرسه «امير خانوم» بود، همان وقت هايي که همکلاسي ها با شيطنت دستش مي انداختند و توي تيم فوتبال راهش نمي دادند؛ هرچند که علاقه اي هم نداشت. بعدترها که وارد دانشگاه شد، تغيير اسم داد به «ملوسک». پسرها اينجور صدايش مي زدند. دخترها مهربان تر بودند. يکي از همان ها هم بود که تشويق اش کرد براي اينکه شجاع باشد. از شنيدن هزار و يک لقب آزار دهنده تا بنا گوشش سرخ نشود و باور کند که دليلي براي خجالت کشيدن وجود ندارد. امير يکي از هزاران «ترنس»ي است که قرار است تا چند وقت ديگر عمل تغيير جنسيت را انجام دهد تا بعدش ديگر با خيال راحت «الميرا» باشد. نه امير خانوم، نه ملوسک، نه دوجنسه فقط الميرا.
    ترنس يا ترنسکشوال، نام متعارفي است که افراد داراي اختلال هويت جنسي را با آن مي شناسند، گرچه صحيح اش چيز ديگري است. ترنس به معناي عبور و ترنسکشوال يعني کسي که از جنسيت خود عبور کرده. در واقع واژه ترنسکشوال به فردي اطلاق مي شود که عمل تغيير جنسيت را انجام داده است. تا پيش از آن او را بيمار داراي اختلال هويت جنسي مي دانستند که البته چند وقتي است که عبارت صحيح تري براي آن ارائه شده:«ملال جنسيتي». فرد داراي ملال جنسيتي، به ظاهر هيچ تفاوتي با جنسيت خود ندارد اما روح و ذهن او از جسم متفاوت است. «عدم انطباق روح و جسم»؛ اين تعبيري بود که امام(ره) در مورد افراد داراي اختلال هويت جنسي بيان فرمودند و بر اساس آن فتواي تغيير جنسيت را صادر کردند. ايشان معتقد بودند مي توان جسم را تغيير داد اما روح را خير. به همين دليل هم وقتي روح بر جسم منطبق نباشد، مي توان با تغيير جنسيت، روح و جسم را با هم انطباق داد. مريم خاتون پور ملک آرا که پيش از تغيير جنسيت، فريدون نام داشت، کسي بود که اين فتواي تاريخي را از حضرت امام(ره) گرفت و به دنبال آن عمل تغيير جنسيت را انجام داد. او در سال 1386، انجمن حمايت از بيماران مبتلابه اختلال هويت جنسي را تاسيس کرد تا به کساني که مشکل مشابه دارند، کمک کند. البته تاسيس انجمن، تنها در حد يک نام و شماره ثبت باقي ماند چرا که مريم خاتون، تنها جواز موقت شش ماهه دريافت کرده بود که پس از انجام کارهاي لازم، جواز دائمي دريافت کند. البته او در همين مدت هم بيکار ننشست و با مشکلاتي که وجود داشت، تمام تلاش خود را کرد تا کاري براي کمک به ترنس ها يا همان «تي اس ها» انجام دهد، چنانکه از منزل و ماشين شخصي و پس انداز خود، در اين راه استفاده کرد. سال 91 بعد از فوت خانم ملک آرا، انجمن غير فعال شد. اما يک سال بعد، در نتيجه همکاري گروهي از فعالان ترنس و غيرترنس، هيات مديره جديد تشکيل و سير مراحل قانوني براي دريافت جواز، طي شد. در نهايت اسفند ماه سال 93، پروانه فعاليت 2 ساله دريافت شد و انجمن رسماً شروع به کار کرد؛ انجمني که حالادر يک اتاق 6 متري در زيرزمين مرکز خدمات رفاهي و اجتماعي شهرداري منطقه 15 تهران مشغول فعاليت است. ميدان خراسان. خيابان خاوران. ايستگاه مخبر. کوچه شهيد اعظم نظامي. اتاق 6 متري البته به گفته محمدعلي طاهرخاني، مدير انجمن حمايت از بيماران مبتلابه اختلال هويت جنسي، خودش غنيمت است براي تنها انجمن ثبت شده اي که در اين زمينه فعاليت مي کند. البته هستند انجمن هاي ديگري که مدعي اند، اما به گفته طاهرخاني هيچ کدامشان مجوز فعاليت ندارند. انجمن در مدت کوتاهي که از شروع فعاليت اش گذشته، تلاش کرده تا حد امکان از طريق سايت خود، شبکه هاي اجتماعي و ديدارهاي چهره به چهره در مورد فعاليتش اطلاع رساني کند. طاهرخاني خوشحال است از اينکه در اين مدت اعضاي انجمن چندبرابر شده اند که اين، نشان از افزايش آگاهي در جامعه دارد.
    او مي گويد:« بر اساس اساسنامه و هدف کلي انجمن، خدماتي را به اعضا ارائه مي دهيم که بيشتر در قالب مشاوره است. افراد تي اس با ما تماس مي گيرند چون در ابتداي امر نمي دانند به کدام پزشک مراجعه و مراحل درمانشان را از کجا شروع کنند. البته اين تخصص ما نيست که تشخيص دهيم فرد، ترنس است يا خير و براي اين کار، شخص در ابتدا بايد به روانپزشک سکسولوژ مراجعه کند. موارد زيادي پيش آمده که فرد به اشتباه براي تشخيص به متخصص غدد يا حتي جراح عمومي مراجعه کرده و اين در حالي است که يک فرد داراي اختلال هويت جنسي يا همان ملال جنسيتي به لحاظ جسمي هيچ مغايرتي با جنسيت خود ندارد و حتي هورمون ها هم طبيعي است. اين افراد مي توانند ازدواج کنند و بچه دار شوند چون سلول هاي جنسي را دارند. مساله اين است که روح يا در واقع ذهن آنها با جسم شان مطابقت ندارد و آنها به لحاظ ذهني، جنسيت مخالف دارند. به همين دليل هم تنها روانپزشک داراي تخصص سکسولوژي صلاحيت تشخيص تي اس بودن افراد را دارد و در مرحله بعد از تشخيص، فرد به پزشکي قانوني ارجاع داده مي شود تا پس ازمحرز شدن ترنس بودن او، مراحل قانوني آغاز و فرد براي عمل تغيير جنسيت آماده شود. در اين مرحله است که افراد داراي ملال جنسيتي مي توانند به ما مراجعه مي کنند و از خدمات مشاوره اي و جلسات هم انديشي يا گروه درماني ما استفاده مي کنند.» جلسات گروه درماني در همان ساختمان و در سالني که شهرداري به اين منظور در اختيار انجمن قرار مي دهد برگزار مي شود که البته آن طور که طاهرخاني مي گويد، در واقع گروه درماني تجربي محسوب مي شود چرا که روانشناسان حاضر نيستند به صورت داوطلبانه با انجمن همکاري کنند تا جلسات گروه درماني علمي برگزار شود. طاهرخاني مي گويد:«منابع مالي انجمن بسيار ضعيف است و امکان استفاده از امکانات خاصي براي ما وجود ندارد. تقريباً هيچ گونه کمک مالي به ما نمي شود و با وجود اينکه دراين سال ها مستندها و گفت و گوهاي زيادي از بچه هاي ترنس کار شده، متاسفانه هيچ کدام کمکي به آنها نکرده است. در حال حاضر هم گرچه بعضي از روانشناسان قول همکاري داده اند اما اين کار، نيازمند تخصص لازم است و بايد از سوي روانپزشک سکسولوژ يا مددکار اجتماعي وارد به مسائل ترنس انجام گيرد. در واقع شخص بايد هم متخصص و هم دلسوز باشد چرا که افراد تي اس، معمولاً بسيار حساس هستند و کار با آنها به ظرافت و مهارت نياز دارد.»
    با وجود اين، جلسات هم انديشي هر دوهفته يک بار برگزار مي شود و اعضاي انجمن گرد هم مي آيند تا درباره مشکلات و مسائل شان با هم صحبت و هم انديشي کنند. اين جلسات هربار ميهمان ويژه اي هم دارد که شامل پزشک، کارشناس يا خانواده اعضاست.
    
    تغيير جنسيت، تنها راه حل است
     بايد داخل گود شد و بعد درباره مبتلايان اختلال هويت جنسي نظر داد. بايد از نزديک مشکلات تي اس ها را لمس کرد. بايد آنها را درک کرد، نه قضاوت از روي ناآگاهي؛ کاري که خيلي از خانواده هاي اين افراد حتي تصورش را هم نمي کنند و به همين دليل هم فرزند خود را طرد و او را دچار بحران هاي عميق تر مي کنند. تعداد خانواده هاي حامي هم البته کم نيست. آن طور که مدير انجمن مي گويد، سطح آگاهي در جامعه در اين مورد بالارفته و حالاخيلي از افرادي که تا قبل جرات نداشتند ترنس بودن خود را آشکار کنند، براي مداوا مراجعه مي کنند و تشکيل پرونده مي دهند.
    طاهرخاني مي گويد: «خانواده ها بايد توجه داشته باشند که تشخيص بموقع، درصد موفقيت عمل و پاسخدهي بدن به داروها را بالامي برد. امکان تشخيص هم از سن 3، 4 سالگي وجود دارد و خانواده ها مي توانند از روي رفتار فرزند خود به ترنس بودن او شک کنند. مثلاً پسربچه اي که دوست دارد بازي هاي مشابه دختربچه ها را انجام دهد يا به تقليد از مادرش آرايش کند. در صورت تشخيص بموقع و تاييد از سوي پزشکي قانوني، عمل تغيير جنسيت در دوران بلوغ انجام مي شود که بهترين حالت است و بلافاصه بعد از آن هورمون درماني شروع مي شود. تشخيص بموقع البته به معناي اين نيست که مي توان جلوي تغيير جنسيت را گرفت و ذهن فرد را با جسم اش منطبق کرد. اين اشتباهي است که خيلي از خانواده ها مرتکب شده اند و به تصور اينکه مي توان با کارهايي همچون روان درماني و شوک درماني، ذهن فرد را عوض کرد، او را به مخاطره انداخته اند. مواردي داشته ايم که شخص بارها در معرض شوک درماني قرار گرفته و حتي بر اثر آن ديوانه شده اما همچنان ترنس است. توجه کنيد که فرد تي اس با اين اختلال به دنيا مي آيد و تنها راه درمانش هم تغيير جنسيت است و تا زماني که تحت عمل قرار نگيرد، در بحران و آشفتگي زندگي مي کند که ملال جنسيتي، بهترين تعريف ارائه شده براي آن است يعني فرد از جنسيت خود احساس ملال و آزردگي دارد.»
    طاهرخاني با قاطعيت اعلام مي کند که تا کنون هيچ مورد تشخيص اشتباهي از سوي پزشکي قانوني وجود نداشته و اينکه بعضي جاها شنيده که تشخيص اشتباه صورت گرفته و فرد، ترنس نبوده و بعد از تغيير جنسيت خودکشي کرده، شايعه اي بيش نيست.
    او مي گويد: «خيلي از ترنس ها به خاطر برخورد بد خانواده و جامعه اطراف با اين موضوع، براي تشکيل پرونده و مداوا مراجعه نمي کنند و سال ها منتظر مي مانند که به ضررشان است اما به هرحال براي تغيير جنسيت مراجعه مي کنند، حتي با وجود طرد شدن از سوي خانواده و سختي هايي که در اين راه براي آنها پيش مي آيد. به هرحال عمل تغيير جنسيت، جراحي ساده اي نيست و مشکلات جسمي خودش را به دنبال دارد اما با تمام اين شرايط و با وجود مطلوب نبودن کيفيت جراحي در بعضي موارد، افراد ترجيح مي دهند که اين عمل را انجام دهند و زندگي عادي داشته باشند. حالاآنهايي که از سوي خانواده و جامعه اطراف حمايت مي شوند، بعد از عمل به سوي بهبودي و توانمندي پيش مي روند و کساني که از اين حمايت محروم هستند، با نابساماني و بحران مواجه مي شوند و مسير توانمند شدن شان ناهموار مي شود.»
    طاهرخاني از بيمار شصت و چند ساله اي مي گويد که سال ها پيش ازدواج کرده و داراي فرزند و نوه است و حالابراي تغيير جنسيت مراجعه کرده. همسرش هم کاملاً او را حمايت مي کند تا مراحل کار را انجام دهد. متاسفانه به دليل نبود آگاهي بخصوص در گذشته، افراد ترنسکشوال مجبور به ازدواج مي شدند که گرچه مي توانست به تولد فرزند منجر شود، اما با نارضايتي و مشکلات شديد اين افراد همراه بود. به گفته او قطعاً20 سال آينده، ترنس 40 ساله نخواهيم داشت چرا که آگاهي مردم روز به روزدر حال افزايش است و کسي اين همه براي تغيير جنسيت صبر نمي کند.
    با وجودآنکه آگاهي جامعه در اين باره بالارفته و نمي توان با مساله اي که قانوني و داراي فتواي حضرت امام(ره) است، مخالفت کرد اما همچنان بايد روي اين قضيه کار شود و با توجه به آمار غيررسمي 15 هزار نفري ترنس ها، امکانات لازم براي درمان و پيش بردن آنها به سوي زندگي عادي فراهم شود.
    
    حمايت مالي در کنار حمايت اجتماعي
     حمايت خانواده ها و اجتماع پيرامون همچون فاميل و همسايه ها، گرچه نقش مهم و قابل توجهي در طي مراحل درمان افراد داراي ملال جنسيتي دارد، اما کافي نيست.
    عمل تغيير جنسيت، پول مي خواهد. فقط هم خود عمل نيست که نياز به صرف هزينه دارد. فرد ترنسکشوال بعد از جراحي، تمام مناسباتش تغيير مي کند. پوشش، دوستان، شغل و گاهي محل زندگي او دستخوش دگرگوني مي شود. جلسات مشاوره و روان درماني را هم که به آن اضافه کنيم، هزينه ها گاه سر به فلک مي کشد.
    طاهرخاني مي گويد:«بارها و بارها از بچه هاي ترنس براي کارهاي مختلف همچون ساخت مستند، گذراندن تز دانشگاهي، پر کردن پرسشنامه هاي گوناگون و غيره استفاده شده است. الان ما از اعضاي انجمن خواهش کرده ايم حداقل هزينه اياب و ذهاب و وقتي را که براي کار مي گذارند، دريافت کنند. کمک هزينه هايي که از سوي بهزيستي به عنوان تنها متولي ترنس، داده مي شود، مقدار قابل توجهي نيست. آن هم اين طور نيست که به صورت مشخص برايش بودجه اي در نظر گرفته شده باشد و معمولاً از تتمه بودجه اي که براي کاهش آسيب هاي اجتماعي باقي مي ماند، براي کمک هزينه اختلال هويت جنسي خرج مي شود که آن هم مقدار مشخصي ندارد. در دولت قبل مبلغ يک ميليارد تومان تعيين کرده بودند که بسرعت هم آن را رسانه اي کردند. بعد اعلام شد که بودجه در نظر گرفته شده، 500 ميليون تومان است. در نهايت از آن مبلغ، فقط 200 ميليون تومان هزينه شد. ما تقاضايمان اين است که بودجه مشخصي براي کمک هزينه درمان بيماران مبتلابه اختلال هويت جنسي اختصاص داده شود تا گوشه اي از مشکلات بي شمار اين افراد را حل کند. نکته ديگر هم اين است که اين کمک هزينه فقط يک بار به فرد داده مي شود و ترنسي که مثلاً در سال 84، يک ميليون گرفته و هنوز جراحي را انجام نداده، ديگر نمي تواند کمک هزينه دريافت کند.»
    همکاري کادر اداري مدارس، دانشگاه ها و ادارات هم در اين رابطه بسيار مهم است. چه در فاصله زماني که فرد مجوز را مي گيرد و براي عمل آماده مي شود و چه طي پروسه تعويض شناسنامه.
    اين همکاري مي تواند بار بزرگي از دوش بردارد. مواردي بوده که فرد شناسنامه را تغيير داده اما بنا به مصلحت او ترجيح مي دهد تا سال هاي باقي مانده تحصيلش را در دانشگاه در قالب قبلي ادامه دهد. اينجاست که همکاري کادر اداري مي تواند بسار مهم و کمک کننده باشد. البته به گفته طاهرخاني، زير مجموعه هاي قوه قضائيه همچون پزشکي قانوني و ثبت احوال همکاري بسيار خوبي با اين افراد دارند.
    
    ادا درنمي آورند؛ باور کنيد!
    ادا در نمي آورد. به خودش تلقين هم نمي کند. در برزخي به سرمي برد که هيچ کس جز خود و همدردانش آن را درک نمي کنند. او هم دوست دارد زندگي عادي داشته باشد. مطابق با روحياتش رفتار کند، بي ترس از اينکه با القاب آزار دهنده صدايش بزنند. شرع و قانون او را مجاز به تغيير جنسيت مي داند اما گاهي حتي نزديکترين دوستانش قادر به درک وضعيتش نيستند.
    سارا، چندسالي مي شود که تغيير جنسيت داده. قد بلند و درشت اندام است. مي گويد: «از جراحي راضي نيستم. خيلي اذيت شدم اما پشيمان هم نيستم. حتي اگر بدتر ازاين هم بود، باز عمل مي کردم. خيلي از بچه ها مجوز را ازپزشکي قانوني مي گيرند و عمل نمي کنند. دليل شان اين نيست که پشيمان شده اند. از عوارض جراحي مي ترسند. ترجيح مي دهند صبر کنند تا شرايط بهتري فراهم شود.راحت هم نيست اما صبر مي کنند. گاهي تا سال ها. مجوزها مدت دار است. باطل مي شود. بايد دوباره مراجعه کرد براي گرفتن مجوزجديد.»
    سارا که قبل از اين احسان بوده، حالاديگر با نام سارا در شناسنامه وپوشش دخترانه در اجتماع ظاهر مي شود. نوع لباسش را دوست دارد و هيچ وقت حاضر نيست به شرايط قبل از عمل برگردد.
    پوشش براي مبتلايان به ملال جنسيتي، مساله بي اهميتي نيست. مدير انجمن حمايت از بيماران مبتلابه اختلال جنسي مي گويد:« لباس پوشيدن بچه هاي ما متفاوت است. آنها بعداز تغيير جنسيت، با مشکل پوشش مواجهند چون معمولاً به زناني با سايز درشت و مرداني با سايز ريز تبديل مي شوند و لباس هاي قبلي شان کاملاً بي مصرف مي ماند. البته اين مساله فقط مربوط به بعد از عمل نيست و قبل از آن هم مدت يک سال به توصيه روانپزشک، لباس مخالف برتن مي کنند و با اين پوشش در جامعه ظاهر مي شوند تا ببينند آيا با پوشش جديد کنار مي آيند يا خير. براي مراجعه به انستيتو و طي مراحل درمان هم بايد حتماً اين نکته رارعايت کنند. البته اين، مربوط به زماني است که ترنس بودنشان از سوي پزشکي قانوني محرز شده است. اين مرحله يکساله که ما اصطلاحاً به آن مرحله «جهش» مي گوييم براي بچه ها چندان هم راحت نيست. آنها در اين مرحله به لباس هاي مناسب نياز دارند که خيلي وقت ها دسترسي به آن برايشان دشوار است.
    فرد ترنس نمي تواند براحتي به فروشگاه مراجعه کند و مثلاً به عنوان مرد، براي خودش مانتو پرو کند. او بايد در نقش اجتماعي جديد قرار گيرد که لباس، از پايه هاي مهم اين نقش اجتماعي است. خيلي از خانواده ها البته همکاري مي کنند و مادر يا خواهر فرد، لباس لازم رادر اختيار او قرار مي دهند تا اين مرحله را طي کند اما براي همه اين طور نيست.
     به همين دليل هم ما طرحي به نام طرح «مهرباني» را اينجا راه انداخته ايم تا بچه ها لباس هاي دوره قبل خود را بياورند تا در صورت مناسب بودن، بقيه بتوانند از آنها استفاده کنند که اين مساله همان طور که گفتم به دليل مشکل مالي بچه ها نيست و شرايط خاص آنها ايجاب مي کند.»
    طرح مهرباني در واقع يک رگال لباس کنار همان اتاق 6 متري است. لباس ها مرتب و کاور کشيده شده اند. اگر زبان داشتند حتماً هرکدام حکايت ها نقل مي کردند از روزهاي پرملال و آشفته صاحبان شان؛ همان هايي که راه دشواري را براي رسيدن به هويت شان طي کرده و مي کنند. روح هايي گرفتار در قفس ناهمگون جسم.

 

منبع

اخبار تکنولوژی - اسکریپت - گنج یاب - فلزیاب - انجمن تخصصی وبمستران - دانلود موزیک - جستجوگر فارسی - فلزیاب گنج یاب - اسکریپت فارسی - دانلود اسکریپت - قالب وردپرس - افزونه وردپرس - تبلیغ در اینترنت - امید صمدبین