جستجو


  • 3139


واکاوی تأثیر هنر در کاهش تنش‌های زندگی امروز‏
زندگی با طعم شیرین هنر!


بگو چه کار کنم؟

با فلفلی که طعمِ فراق می‌دهد

با دردی که فصل را نمی‌شناسد

با خونی که بند نمی‌آید

بگو چه کار کنم؟

وقتی شادی به دُمِ بادبادکی بند است

و غم چون سنگی

مرا در سراشیبِ یک دره دنبال می‌کند

دلم شاخه شاتوتی

که باد

خونش را به در و دیوار پاشیده است.‏

‏ (غلامرضا بروسان)‏



برفرازآسمان شهرهای بزرگ که بچرخی، لکه‌های خاکستری و سیمانی بدریختی را می‌بینی که کنار دمل‌های رنگی برآمده و کوچک و بزرگ، صورت گردزمین را لک و پیس کرده اند.‏

‏ از آن بالا، نقاشی زمین، رنگ سبز و آبی، کم دارد و آسمان، پیش ترها تصویر زمین را رنگی‌تر و شاداب‌تر قاب می‌گرفته است.‏

روی زمین و در دل ساختمان‌ها و کوچه‌ها که بگردی، می‌بینی آسمان، لکه‌ای خاکستری و ناپیداست که روزهایش بی پرنده است و شب‌هایش ستاره‌ها را نشان نمی‌دهد. شهرنشینان نیز این روزها بیشتر حس چشایی دارند تا بویایی؛ هوا در حلقشان رسوب می‌کند با طعم دود، کار می‌کنند با طعم خستگی، می‌خندند با طعم اشک، بیدار می‌شوند با طعم خستگی و خواب می‌بینند با طعم استرس، اما در کل زندگی می‌کنند بدون عطر و مزه! ‏

ما در راستای شهری شدن، روحمان را خسته و صورت‌هامان را بی لبخندکرده ایم. عطر بهار نارنج را در چندین بهار پیش جاگذاشته‌ایم و تابستان‌هایمان به جای خنکای سایه‌ای سبز، هرم گرما و عطش و خشکی دارد. خزانمان طولانی و زمستان‌هایمان بدون آدم برفی می‌گذرد. ‏

اینجاست که هنر، در هر نوعش به کمک می‌آید و ما را به لذتی رخوتناک می‌رساند، مثل تزریق شادی به رگ زندگی، مثل دویدن خون به زیر پوست سرمازده شهر، مثل پیچیدن صدای لبخند زیر سقف یک خانه!‏

‏ هنر زندگیمان را مثل نان مربایی، شیرین و لطیف می‌کند. این تنها راه نجات از فشار زندگی است. باید در خلسه یک موسیقی، در رنگارنگی یک نقاشی، در التهاب یک رمان یا فیلم و در چرخش یک چرخ کوزه گری غرق شویم، تا از گرداب فشار و اضطراب بیرون بیاییم. باید به خودمان و دیگران کمک کنیم، نان زندگی را تلخ نخوریم، حالا که به آن دچار شده ایم، طعم خوشی به لقمه‌های زندگیمان که هر لحظه زیر لب می‌جویم بدهیم، طعم ذوق آمیزی از هنر!‏

ظرافت‌های هنری

«هونر» یک واژه کهن اوستایی است و مرکب است از «هو» به معنی خوب و «نَر» به معنی مردانگی و توانایی. پس «هونر» از دیرباز «خوب توانی» و امروزه «صنعت و مهارت» معنا شده است. ‏

در زبان‌های اروپایی «آرت» بیشتر هنر نقاشی بوده است،ولی درکل هنر را دارای هفت رشته دانسته اند: نقاشی، موسیقی، رقص، نمایش، پیکرتراشی و ساختمان سازی، شعر وخطابه. به همین جهت برای هنرهفت فرشته قائل شده‌اند و در عصر حاضر، سینما را به عنوان هنر هشتم، به آن‌ها افزوده‌اند.

هنر تجلی مدرکات نیرومندی است که انسان آن‌ها را به دست آورده یا بازده ذهنی از مشهودات است به دیگران.

دکتر ناصر فکوهی ـ استادیار گروه انسان‏شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در مقاله انسان‌شناسی هنر؛ از بدوی گرایی تا هنر مدرن، می‌گوید: موقعیت کنونی جهانی، بی‌شک ما را بدان وامی‌دارد که در تعریف و تعیین حدود و مرزها چه برای انسان‌شناسی و چه برای هنر، تجدیدنظر جدی کنیم. امروزه «هنر» خواسته یا ناخواسته، از لحاظ شکل و محتوا گسترشی بی‌حد یافته است و به معمایی شباهت دارد که شاید، همچون معمای زبان، هرگز رازهایش بر ما آشکار نشود. ‏

وی معتقد است: درک قابلیت‌ها و زندگی و عمقی که در تمامی اشکال هنر یا پدیده‌هایی شبیه به آن در فرهنگ‌های مختلف وجود دارد، به نوعی به رسمیت شناختن آن‌ها و خروج از دور باطل قوم مداری و خود محوربینی، در معنای هنر متعالی و نخبگان است.

ضرورت هنر

علی اکبر جناغی- کارشناس مسائل فرهنگی و شهری، ضرورت هنر در زندگی امروز، را همان ضرورت زیبایی در زندگی می‌داند و می‌گوید: در روزگار ما، شهرها و به ویژه شهرهای بزرگ به کانون‌های ازدحام و تراکم حداکثر فضای کالبدی و جمعیت شهره‌اند و همه واقفندکه موجود انسانی در فضای زندگی شهری دچار معضلات عدیده‌ای است، از جمله آلودگی هوا، آلودگی صوتی، جرم و بزهکاری و انواع کجروی‌های اجتماعی. علاوه بر آن زندگی شهری به لحاظ اقتصادی با دشواری‌هایی از قبیل گرانی مسکن و معیشت، بیکاری و تورم و چندین نوع مسئله و موانع دیگرمواجه است.‏

حال پرسش این است که در میان انبوه مسایل،چه ساز وکاری برای کاهش پیامدهای پیش گفته قابل تصور است؟ پاسخ این پرسش، توضیحی برای نقش فرهنگ و هنر در ارتقای کیفیت زندگی شهری است؛ چراکه فرهنگ و هنر، هریک و یا توأمان، نقش تعدیل کننده دارند. فرهنگ، ما را در درک مسائل زندگی شهری،از بین بردن معضلات و چگونگی ارتباط با همنوعان (همه شهروندان) و ارتباط با محیط‌های شهری توانا می‌کند و هنر نیز، به ویژه نقش تلطیف کننده دارد. هنر به ما یادآوری می‌کند که چگونه باید «دوست داشته باشیم» و با قدرت تخیل، تصور و تصویر، زیبایی‌ها را تولید و باز تولید کنیم.‏

نگار آذربایجانی- کارشناس ارشد سینما از، دانشگاه امرسون آمریکا، درباره تداخل و تفاهم هنر با زندگی، به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: به نظرم حضور هنر در زندگی یک نیاز است و تدوام وجود هنر و هنرمند درطول تاریخ بشریت به خودی خود نمایانگرنیاز به حضور مداوم هنر در زندگی است. هنر مستقیما با ذات انسان‌ها درآمیختگی دارد و یک اثرهنری، نمایانگر لایه‌های متفاوتی از احساسات و درک هنرمند نسبت به جهان پیرامونش است که با قدرت تخیل او نمود بیرونی پیدا می‌کند. همان طور که تخیل را نمی‌توان از ذهن و روح آدم‌ها جدا کرد، هنر را نیز نمی‌توان از زندگی تفکیک کرد.‏احمدنادعلیان- هنرمند زیست محیطی، در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات، تأکید می‌کند: ضرورت «هنر» در زندگی مانند ضرورت نفس کشیدن برای زنده ماندن است.حالا با هر ابزاری باشد. این برای همه نسل‌های بشری است و در طول تاریخ، هیچ قومی را نداریم که بگویند هنر ندارند و از بیان هنری استفاده نکرده باشند.‏

هنر درمانی

یک مشاور خانواده در خصوص درمان بیماری از طریق هنر،در گفتگو با خبرگزاری‌ها اعلام کرده است: کیفیت زیبایی‌شناختی آثار هنری می‌تواند نشاط، عزت نفس و آگاهی شخصی بیمار را بهبود ببخشد.‏

‏سعید محمدی تصریح می‌کند: از هنر‌ـ‌ درمانی، می‌توان برای درمان محدوده وسیعی از اختلالات ذهنی و درماندگی‌های روانی استفاده کرد.ناتوانی‌های یادگیری کودکان، استرس شدید بالغان و مشکلات رفتاری یا اجتماعی کودکان در مدرسه یا خانه،برخی از شرایط و وضعیت‌هایی است که ممکن است درآن‌ها هنر‌ـ‌ درمانی به کار گرفته شود.

وی تاکید می‌کند: برای افراد آسیب‌دیده از مشکلات روانی، اجتماعی و جسمانی خلق اثر هنری ممکن است به شکلی شگفت‌آور منجر به بهبود کیفیت زندگی‌ شود. در واقع «هنر‌درمانی» تکنیک‌های روان‌‌درمانی را با فرایندهای خلاقانه در هم می‌آمیزد تا سلامت روانی را بهبود ببخشد.‏

‏«سفالگری» یکی از هنرهایی است که در هنر‌ـ ‌درمانی، بیش از سایر هنرها کاربرد دارد و با توجه به تمایل کودکان به هنر سفالگری، امروزه شاهد افزایش کاربردهای این هنر هستیم.

دکتر نگین تیمورزاده ـ متخصص بیماری‌های عفونی، درگیر شدن با آثار هنری را تجربه موفق رها شدن از بسیاری گره‌های ذهنی و جسمی می‌داند و به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: تأثیر هنر بر سلامت روحی و جسمی افراد، در تمامی دنیا پذیرفته شده است و حتی جنین انسان و گل‌ها و گیاهان و حیوانات نیز از درک هنر، لذت می‌برند.‏

استرس و مشکلات و دردهای جسمانی انسان، برگرفته از عوامل محیطی است و هنر ذهن آدمی را از این مسائل رها می‌کند.

وی می‌افزاید: من خودم را با طراحی جواهر و خواندن شعر و رمان، به عالم هنر وصل می‌کنم تا در برابر مشکلات ایمن و مقاوم شوم. افراد مختلف نیز با انواع هنرها، ارتباط برقرار می‌کنند و حتی یک آدم ممکن است در دوره‌های مختلف زندگی، به هنرهای گوناگون روی بیاورد یا از آثار هنری متفاوتی لذت ببرد.‏

وی ادامه می‌دهد: از آنجا که بیمارانم معمولا با من درددل می‌کنند، به آنان نیز توصیه می‌کنم یک هنری را برای آرامش بخشیدن و کمک به خود انتخاب کنند و واقعا نیز آن‌ها که آرامش بیشتری دارند، دردها و مشکلات جسمانی شان، بیشتر بهبود می‌یابد.‏

‏«هنر» در کنگره «اضطراب» ‏

نخستین کنگره بین المللی «اضطراب» مهرماه امسال، در بیمارستان رضوی مشهد برگزار شد و هنر- درمانی و نقش مهم آن در کاهش اضطراب افراد به ویژه در کودکان و نوجوانان مورد بررسی قرار گرفت. ‏

دکتر کاوه مقدم- روانپزشک، در حاشیه نخستین کنگره بین المللی اضطراب در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرده است: از طریق هنرهایی مانند موسیقی، نقاشی، تئاتر، سینما و سفالگری می‌توان استرس و اضطراب را در افراد کاهش داد.

«اضطراب» به عنوان یک حالت هیجانی، تا اندازه‌ای می‌تواند در انسان سازنده باشد؛ اما اگر تداوم یابد و باعث اختلال در توانایی‌های فرد، شود از آن به عنوان اضطراب بیمارگونه نام می‌برند. ‏

وی با بیان اینکه «هنر درمانی» در کاهش اضطراب کودکان نقش مؤثری دارد، می‌افزاید: هنر درمانی به عنوان یک ابزار فرافکن در کاهش اضطراب بزرگسالان نیز کاربرد دارد؛ اما کودک چون صاف است، نقش بازی نمی‌کند و عواطف و احساسات خود را همان طور که هست بیان می‌دارد و از این‌رو هنر درمانی تأثیرات بهتری را برایش به دنبال می‌آورد.‏

وی که مسئول برگزاری کارگاه آموزشی هنر درمانی نخستین کنگره بین‌المللی اضطراب در بیمارستان رضوی مشهد بوده است، می‌افزاید: کودک از طریق نقاشی می‌تواند اضطراب‌ها، ترس‌ها، لذت‌ها و خوشی‌های خود را بیان کند و از همین طریق قادر است یاد بگیرد که چه طور در موقعیت‌های استرس زا خود را کنترل کند و به مرور نقاشی‌هایش از حالت ترس و اضطراب خارج می‌شود. ‏

مقدم همچنین بیان می‌کند: کودکانی که اضطراب جدایی و وحشت زا دارند، اضطرابشان در نقاشی‌هایشان پیداست، به طوری که نقاشی‌هایشان کوچک است، در حاشیه و با رنگ‌های تیره نقاشی می‌کنند و ابعاد تصاویر در نقاشی آن‌ها یا خیلی کوچک و یا خیلی بزرگ است.‏

‏هنر، درد و لذت توأمان است‏

‏تولستوی، نویسنده روسی، هنر را فعالیتی می‌داند که انسان آگاهانه و به یاری علایم و مشخصه‌های ظاهری، احساساتی را که خود تجربه کرده است به دیگران انتقال دهد؛ به طوری که این احساسات به دیگران سرایت کند و آن‌ها نیز آن احساسات را تجربه کنند و از همان مراحل حسی که او گذشته است، بگذرند. با این حساب اگر هنرمندی، در لحظه خلق اثر، غمگین باشد، احساس غم را منتقل می‌کند. ما که خود در زندگی واقعی با رنج‌ها و فشارهای روحی و جسمی بسیار درگیر هستیم، در مواجه با این گونه آثار هنری، از جمله موسیقی یا فیلم یا داستان غم انگیز، با وجه تازه‌ای از درد و رنج یا تکرار تازه‌ای از مشکلات روبه رو می‌شویم و این امر، توصیه‌های مربوط به تأثیر هنر در کاهش اضطراب و ناراحتی را زیر سؤال می‌برد. ‏

ناد علیان- هنرمند زیست محیطی نیز با تأیید این وجه دوگانه هنر می‌گوید: فعالیت‌های هنری، بر حسب نوع هنر، برای هنرمند پیامدهایی دارد و می‌تواند او را فارغ یا حساس کند. هنر برای مخاطبان نیز دو سوی دارد و می‌تواند باعث تسکین یا تهییج آن‌ها شود.

چرا که هنر نوعی رسانه و بیان است و بر حسب شخصیت و طبیعت آرام یا حساس هنرآفرین، به انتقال احساس می‌پردازد و ممکن است ضمن دور کردن ذهن مخاطب از برخی مسائل، حساسیت و توجه تازه‌ای به مسائل دیگر ایجاد کند؛ اما در هرنوعش شیرین است و درک و تجربه جدید هنری، برای همگان لذت بخش است.‏

کارگردان فیلم «آینه‌های روبرو»، از تأثیر فعالیت هنری در زندگی اش چنین می‌گوید: حسی که یک اثر هنری می‌تواند القا کند و مفهومی که انتقال می‌دهد،کاملا بستگی به هنرمند دارد و به این که او با خلق اثر در پی بیان چه چیزی بوده است.من فیلم‌های کوتاه متعددی در ژانرهای متفاوت ساخته ام که هرکدام بنا به تعاریف مشخص ژانرها تجربه متفاوتی بود‌ه‌اند، اما با اولین فیلم بلند سینمایی‌ام- آینه‌های روبرو- که فیلمی با مضمونی اجتماعی است، به عنوان نویسنده و کارگردان هر دو حس را تجربه کرده‌ا‌م. به هر حال شما در روند ساخت یک فیلم اجتماعی و واقعیت گرا، ناگزیراز روبرو شدن بیشتر و عمیق‌تر با واقعیت‌ها و البته دردها و رنج‌های مرتبط به موضوع فیلم هستید و من هم از این قاعده مستثنا نبوده‌ام؛ اما در عین حال احساس رهایی و لذتی که در روند «خلق کردن» تجربه کرده‌ام، بی نظیر و غیر قابل توصیف است. نوع دیگری از احساس رضایت، سبکی و رهایی را در زمان نمایش فیلم تجربه کرده‌ام و رضایت بینندگان نیز، مطمئنم کرد که فیلم در بیان حرفش موفق بوده و با مخاطب، ارتباط برقرارکرده است.‏

اثر هنری، مانایی می‌آورد

یکی از تمایلات بشری، میل به جاودانگی و مانایی است و انسان امروزی نیز از این میل فطری به دور نیست. ‏

از نگاه «نیچه» فیلسوف آلمانی، هنر مهم‌ترین کار و فعالیت ماورای طبیعی مناسب برای زندگی است و «لئوناردو داوینچی» نقاش چیره‌دست ایتالیایی، هنر را ملکه همه دانش‌هایی می‌داند که آگاهی را به مردم جهان منتقل می‌کنند.‏

کسانی که خالق آثار هنری هستند، حتی آنان که کارهای کوچک و خانگی انجام می‌دهند و آثارشان در حد یادگاری‌های کوچک خانوادگی و دوستانه باقی می‌ماند نیز، بر این باورند که آثار هنریشان، همواره دوستانشان را به یاد آنان خواهند انداخت و این یکی از ویژگی‌های هنر است که در کنار تخلیه‌های روانی و افزایش آگاهی‌ها و درک افراد، به هنرمند فایده می‌رساند.‏

فرزانه قاسمی ـ کارشناس ارشد مهندسی فضای سبز و هنرمند نجاری است که در کارگاه شخصی‌اش با ما به گفتگو می‌نشیند و می‌گوید: بوی چوب بوی جاودانگی است.

بویی بدوی و طبیعی است که با روح ما و شاید باغ بهشتی که از آن جدا شده‌ایم، ارتباطی ناخودآگاه دارد و از این رو، آرامش بخش است. من به شخصه تأثیرکار هنری را در هر درجه از زندگی و در هر سنی تأیید می‌کنم.

کنده کاری یا سوهان کاری روی چوب، تمامی بغض و هیجان مرا می‌گیرد و به جایش نوعی آرامش می‌دهد.

درست مثل یک اثر تراژیک که در بیننده، ایجاد تخلیه روانی می‌کند. این خاصیت هنر است و البته نتیجه دیگرش، اثری است که حتی بعد از من نیز به یادگار می‌ماند. همچنانکه، مادربزرگ مرحوم من، استاد چهل تکه دوزی بود و با آثار هنری اش، در خانه و یاد تمامی فامیل و دو نسل بعد از خودش و البته نسل‌های بعدی فرزندانش، جاودان مانده است.‏

نادعلیان نیز می‌گوید: « هنر»، انسان بودن را از طریق ایجاد هوشیاری و دقت و حساسیت به ما یادآوری می‌کند و البته، هنرمند را نیز جاودانه می‌سازد. اگر دقت کنید می‌بینید که مردم در تمامی شهرها، هنرمندانشان را به خوبی می‌شناسند، اما نام دیگران را حفظ نمی‌کنند.‏

در شیراز همه اول به دیدارسعدی و حافظ می‌روند و درکاشان، سپهری و کمال الملک را بیشتر از دیگران می‌شناسند. این جاودانگی نام هنرمند، هدیه هنر است به او و سپاسگزاری و احترام مردم است به هنر.‏

وجیهه تیموری

منبع

اخبار تکنولوژی - اسکریپت - گنج یاب - فلزیاب - انجمن تخصصی وبمستران - دانلود موزیک - جستجوگر فارسی - فلزیاب گنج یاب - اسکریپت فارسی - دانلود اسکریپت - قالب وردپرس - افزونه وردپرس - تبلیغ در اینترنت - امید صمدبین