جستجو


  • 2031

سایت جدید تاریخی فرهنگی قرآنی 2

m5736z

blog.ir.

چگونگی آزمون های الهی

به طور کلی حقیقت امتحان، انجام کاری است تا در پرتو آن نهاد و نهان انسان آشکار شود. آزمون های الهی برای پیشبرد امور و تکامل امتحان شوندگان، آشکار شدن درون و نیز ظهور شایستگی های آنان برای دیگران است. انسان مومن در این دنیا، همواره در حال آزمون است، زیرا امتحان خداوند، مشروط به زمان و حالتی خاص نیست. فتح و هزیمت، فرج و شدت، ضراء و سراء، بیماری و تندرستی و... همه برای مومن بستر آزمون است

در جهان طبیعت همه چیز، حتی آثار و نتایج دنیایی اعمال انسان که در این جهان به او می رسد، می تواند بستر آزمون الهی باشد، نه به عنوان پاداش محض، زیرا دار جزای صرف فقط قیامت است؛ پس چنین نیست که خدای سبحان همواره برای آزمودن انسان، او را در کوره ناملایمات امتحان نماید، بلکه گاه برای این منظور او را در بستر پرنیان و خوشی ها می نوازد و می پروراند و مورد آزمون الهی خود قرار می دهد.

امتحان به سراء و خوشی از امتحان به ضراء و ناخوشی، دشوارتر است؛ زیرا آنکه گرفتار فقر و بیماری و مانند آن است غالبا به سبب آگاهی از ابتلای خود، ذاکر و صابر است. اما کسی که در گشایش و آسایش است چون غالبا نمی داند که به دارایی و سلامتی و مانند آن مبتلاست روزگار را به غفلت می گذراند و در حال سرمستی و سرخوشی، سرکشی می کند.

خدای سبحان هر یک از خیر و شر را وسیله آزمون انسان اعلام کرده و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه (انبیاء53) شاهد بر اینکه مراد از «شر» در این آیه بیماری و مانند آن است. و گفته اند علی(ع) به هنگام بیماری، در پاسخ عیادت کنندگانی که حال آن حضرت را جویا شدند فرمود: اصبحت بشر و آنگاه که آن گروه را از این سخن شگفت زده دید، در پاسخ برای رفع تعجب آنان به آیه شریفه مذکور استشهاد فرمود

بنابراین بیماری و مانند آن، شر نسبی و سلامتی و مانند آن، خیر نسبی است و هر دو جهت می تواند محور آزمون الهی قرار گیرد.

خدای سبحان در آیه 168 اعراف شبیه بیان مزبور را فرموده اند: ما آنان را به حسنات و رفاه، و سیئات و رنج آزمودیم. گاه آنان را نعمت دادیم، شاید شکرگزاری کنند و گاه نعمت را از آنان ستاندیم، شاید از صابران باشند وَقَطَّعْنَاهُمْ فِی الأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِکَ  و بلونا هم بالحسنات و السیئات لعلهم یرجعون. این دو امتحان، در آیات دیگر این گونه بیان شده است که بهره مندی و رفاه، نشان تکریم و گرامی داشت نبوده، تنگی معیشت و ناداری نیز دلیل بر تحقیر کسی نیست، بلکه آزمون الهی است تا در سایه آن صابران از ناشکیبایان و نیز شاکران از ناسپاسان بازشناخته شوند.

بنابراین اولیای الهی نه فقدان و فقر و نداری آنان را اندوهگین می کند و نه ثروت و دارایی آنان را فرحناک میسازد زیرا هر دو عرصه و شرایط را بستر آزمون الهی میدانند لکیلا تاسوا علی مافاتکم ولا تفرحوا بما اتاکم (حدید32). اما جاهلان، انعام و اطعام ظاهری خداوند را اکرام و سربلندی و عدم آن را تحقیر و اهانت می پندارند

فاما الانسان اذا ما ابتلیه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ربی اکرمن، و اما اذا ما ابتلیه فقدر علیه رزقه فیقول ربی اهانن. کلا (فجر15تا17) در حالیکه طبع روزگار که تحت تدبیر حکیمانه خداوند است هیچگاه بر یک چهره نبوده، این گونه امور بر اثر تغییر و تحول ایام، تبادل می یابد و تلک الایام نداولها بین الناس (آل عمران140)

ای خدا ! چرا امتحان می شویم؟

ابتلاء و امتحان انسان یک سنت ثابت و استثناء ناپذیر الهی است و خداوند همه انسانها را در همه زمانها می‏آزماید. از این رو پیامبران و اولیای الهی نه تنها از این قانون مستثنی نیستند، که آزمونشان سخت‏تر است. زیرا خداوند کسانی را که به او نزدیک‏اند و او به آنان محبت می‏ورزد، سخت‏تر امتحان می‏کند (بحارالانوار ج78 ص194)

از مجموع آیات و روایات مربوط به ابتلاء چنین بر می‏آید که خداوند به منظور اموری چند انسان را به میدان‏های سخت امتحان می‏کشاند.:
1- تربیت و تکامل انسان

قانون و سنت دائمی پروردگار بر آن است که برای شکوفا کردن استعداد های نهفته و به فعلیت رساندن آنها و در نتیجه پرورش بندگان، آنان را می‏ آزماید. امتحان انسان به سختی‏ها وسیله‏ای است برای تکمیل و تهذیب بیشتر نفس انسان و خالص شدن گوهر وجودی او. سختی‏ها و مشکلات روح را ورزش می‏دهند و نیرومند می‏سازند. بارور شدن وجود آدمی جز در صحنه گرفتاری‏ها حاصل نمی‏گردد

اگر محنت‏ها و رنج‏ها نباشند، بشر تباه می‏گردد، لَقَد خَلَقْنا إِلانسانَ فی کبدٍ (بلد4)، انسان را در رنج و سختی آفریدیم. آدمی باید مشقت‏ها را تحمل کند و سختی‏ها را بر دوش کشد تا هستی لایق خود را بیابد. سختی‏ها و شدائد تازیانه تکامل همه موجودات و بالاخص انسان‏اند.
امام علی (ع) در نامه‏ای که به عثمان بن حنیف فرماندار بصره نوشته‏اند، در ناز و نعمت زیستن و از سختی‏ها دوری گزیدن موجب ناتوانی می‏گردد و زندگی در شرایط دشوار، آدمی را نیرومند و چابک می‏سازد و جوهر هستی او را آبدیده و توانا می‏گرداند، درخت بیابانی چوبش سخت‏تر است و درخت‏های سبز و خرم پوستشان نازکتر و گیاهان بیابانی شعله آتششان افروخته‏ تر و بادوام‏ تر است (نهج البلاغه نامه45)
قرآن کریم به این انگیزه در امتحان خداوند تصریح می‏کند وَ لِیَبْتلیَ اللّه‏ُ ما فی صُدرِوکم وَ لِیُمَحِّصَ ما فی قُلُوبِکُم و اللّه‏ُ علیمٌ بِذاتِ الصُّدورِ ... و تا خداوند آنچه را که در سینه‏های شماست بیازماید و آنچه در دلهای شماست، مصفا سازد و خداوند از آنچه در سینه‏ها است آگاه است (آل عمران154)
2- بازشناسی نیکوکار از بدکار

یکی دیگر از حکمت‏های امتحان خداوند، بازشناسی مومنان از منافقان و پاکان از ناپاکان ما کانَ اللّه‏ُ لِیَذَرَ المومنینَ علی ما اَنتم عَلَیْه حتّی یَمیز الخَبیثَ من الطیّبِ... خدا مومنان را بر این حال که هستید وا نمی‏گذارد بلکه با امتحان، بد سرشت را از پاک طینت جدا می‏کند (آل عمران179)

قرآن کریم شدائد و مشکلات دنیوی را عامل تنبیه و تأدیب امت‏های پیشین می‏داند و لَقَد أرسَلنا الی أُمَمٍ من قبلِکَ فاخذناهُم بالبَأساءِ والضَّرآِ لعلّهم یَتَضرَّعون (انعام42) ما به سوی امتهایی که پیش از تو بودند پیامبرانی فرستادیم و آنان را به سختی و رنج در افکندیم تا شاید متضرع شوند. خداوند فرعون را به منظور تأدیب به قحطی و خشکسالی دچار نموده.

قرآن کریم در موضعی دیگر فلسفه امتحان را بازشناسی نیکوکاران از بدکاران می‏داند هو الّذی خَلَقَ السمواتِ وَالأرضَ فی ستَّة أیّامٍ و کانَ عرشُه علی الماءِ لِیَبْلُوَکم أَیُّکم أحسنُ عَمَلاً...اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر آب بود تا شما را بیازماید که کدامیک نیکوکارترید (هود7) بنابراین مطابق آیات و روایات مورد بحث، امتحان و آزمایش خداوند به منظور بازشناسی و جدا ساختن نیکوکار از بدکار، فرمانبر از گردنکش، مومن از منافق، پاک از پلید، مجاهد از قاعد، خالص از ناخالص، شکیبا از ناشکیبا صورت می‏پذیرد و حکمت خداوندی اقتضاء دارد که چنین آزمونی به عمل آید تا صفوف از همدیگر ممتاز شوند.
3- تخلیص از ناپاکی‏ها

کردارهای ناشایست در روح و روان انسان اثر می‏گذارد و فطرت پاک او را آلوده می‏سازد. کَلاّ بَلْ رانَ علی قُلوبهم ما کانوا یَکسِبون بلکه آنچه بدست می‏آورند بر قلبهایشان زنگ زده (مطفقین14) همچنان‏که آهن زنگ زده در کوره آتش پاک می‏شود، خداوند زنگار ناخالصی‏های قلب و جان انسان را در کوره حوادث و مشکلات پاکیزه می‏گرداند. بدین سان خداوند بنده‏ای را که دوست دارد به منظور تخلیص از ناپاکی‏ها، در دریایی از شداید و مشکلات غوطه‏ور سازد، امام کاظم (ع): خداوند در خوشی، نعمت تفضل و در سختی، نعمت پاک شدن می‏بخشد (بحارالانوار ج75 ص243)
4- قصد اصلاح و هدایت

ظهور اعمال و افعال بدون اینکه آدمی در بوته آزمون قرار گیرد، امکان‏پذیر نخواهد بود. پس خداوند انسان را آزمایش می‏کند تا افعال و اعمال او پدیدار شود و بر اساس آن سزاوار کیفر و یا پاداش گردد. همچنین خداوند فرعون را به منظور تأدیب به قحطی و خشکسالی دچار نموده است وَ لَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَونَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِّن الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ (اعراف130) از بیان این آیات چنین استنباط می‏شود که این امتها و این افراد قابلیت اصلاح داشته‏ اند و در نتیجه خداوند به قصد اصلاح و هدایت، آنان را تنبیه و تأدیب می فرماید.

امام رضا(ع) فرمود: بیماری برای مۆمن مایه تطهیر و رحمت است و برای کافر عذاب و لعنت، و بیماری همواره گریبانگیر مۆمن است تا آن که دیگر هیچ گناهی در وجودش باقی نماند (بحار ج78 ص193) این آزمایش‏ها، به تنبیه و سرزنش پدر یا آموزگاری ماند که نیتی جز ممانعت از تکرار گناه، و در نهایت صلاح و هدایت کودک ندارد

اگر آرام ‌آرام نمازهایمان به نماز اوّل وقت مبدّل شد، نمازی که تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ؛ است، بر ما اثر می‌گذارد و ما را از گناه باز می‌دارد. همین که آدم نمازش را اوّل وقت می‌خواند یا نمی‌خواند، امتحان بزرگی است.

امتحان‌های الهی جدّی هستند
روزه، نماز، حج، جهاد و انفاق شدائدی است که با تکالیف ایجاد گردیده ‏اند و صبر و استقامت در انجام آنها موجب تکمیل نفوس و پرورش استعدادهای عالی انسانی است. از سوی دیگر، گرسنگی، ترس، تلفات جانی و مالی شدایدی است که در تکوین پدید آورده است و به طور قهری انسان را در بر می‏گیرد و مایه تربیت و پرورش اوست. باید وقتی زمینه غضب و شهوت پیش می‌آید، خود را نگه داریم. مگر تقوا چیست؟ انسان باید بتواند خود را نگه دارد

به عنوان مثال از صحنه‌هایی که بسیار دیدنی امّا حرام است، باید چشم‌ پوشی کند. برخی از صداها به قدری کریه است که اگر فردی نخواهد آن را گوش دهد، کار مهمّی انجام نداده است؛ مانند صدای برخی از حیوانات؛ امّا گاهی هم صدا زیبا، ولی حرام است

در اینجا گوش ندادن به صدا، هنر است و ارزش دارد. اگر به ما بگویند کسی نذر کرده که هفتاد هزار تومان به شما بدهد، خوشحال می‌شویم، امّا گاه برای اینکه هفتاد هزار تومان خمس ندهیم، به هر حیله‌ای متوّسل می‌شویم، مۆمن این‌گونه نیست و در همه جا در اندیشه رضایت پروردگار است.
آزمایش الهى براى کشف امرى بر خدا نیست

در صورتى ایمان عامل سعادت است که انسان در برابر سختى ها و آزمایش هاى الهى صبر و پایدارى داشته باشد؛ ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا یعلم اللّه الّذین جاهدوا منکم و یعلم الصّابرین امتحان الهى براى کشف امرى بر خداوند نیست. زیرا چیزى بر خداوند پوشیده نیست تا به واسطه ى امتحان کشف شود، بلکه او علاّم الغیوب و عالم السرّ و الخفیّات است و حکمت امتحان دو چیز است :
الف) بر شخص ممتحَن معلوم مى شود که حقیقتا داراى چه صفاتى است و دعاوى او تا چه حد مقرون به حقیقت است. زیرا چه بسا بر خود انسان امر مشتبه مى شود و فکر مىکند داراى مراتب عالیه از ایمان و ملکات فاضله است، ولى هنگامى که امتحان پیش مىآید، چه بسا خلاف آن ظاهر مى شود.
ب) بر دیگران نیز موقعیّت و مرتبه ى این شخص معلوم مى گردد که اگر مورد عنایتى واقع شود یا معذّب به عذابى گردد، بدانند که به جا و سزاوار بوده است . گفتن متى نصراللّه چگونه با علم و یقین پیامبر به نصرت الهى سازگار است؟ روشن است که پیامبر اکرم ص اذیت و آزار فراوانى از ناحیه ى دشمنان به او رسید؛ به اندازه اى که قرآن کریم گاهى به او تسلیت میدهد و لقد نعلم انّک یضیق صدرک بما یقولون لعلّک باخع نفسک أ لاّ یکونوا مؤ منین

بنابراین، گاهى پیامبر از کلماتى که دشمنان به او مى گفتند، دلتنگ مى شد و یقین داشت که نصرت الهى شامل حال او مى شود، لیکن نمى دانست در چه زمانى خدا او را یارى مى کند و هیچ مانعى ندارد که پیامبر براى دانستن زمان نصرت الهى این سخن متى نصراللّه را بگوید.

امتحان و آزمون الهی با مال

یکی از سنت های الهی این است که انسانها را با مال و ثروت آزمون میکند إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ کَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِینَ ما آنان را همان گونه که باغداران را آزمودیم مورد آزمایش قرار دادیم آنگاه که سوگند خوردند که صبح برخیزند و [میوه] آن [باغ] را حتما بچینند (قلم17) و در حقیقت ثروت و مکنت عرصه ای برای آزمون های الهی است

خداوند حتی اهل ایمان را نیز به آن می آزماید تا دانسته شود تا چه اندازه در مسیر آفرینش و اهداف آن هستند و آیا دلبسته به زینت های دنیا از جمله مال و فرزند می باشد یا نه؟ إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَ أَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ اموال شما و فرزندانتان صرفا [وسیله] آزمایشى [براى شما]یند و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است  (تغابن15)

در آیه 28 انفال وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَ أَوْلاَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ به مومنان هشدار میدهد مواظب خود باشند که با مال و فرزند آزموده میشوند؛ چرا که بسیاری از مردم در برابر آزمون های مالی از خود ضعف و سستی نشان میدهند

گاه حتی نفوذ مال و ثروت در جان و دل آدمی به گونه ای است که حاضر است جانش را بدهد و مالش را ندهد. این آزمون به سبب دشواری و مشکل زیادش، یکی از مهمترین آزمون های الهی که سربلندی و موفقیت در آن بسیار ارزشمند است

خداوند در ادامه همین آیه 29 انفال روشن میسازد که تنها اهل تقوا میتوانند در سایه عنایت و رضایت الهی از این آزمون ها سربلند بیرون آیند یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا وَیُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ اى کسانى که ایمان آورده‏اید اگر از خدا پروا دارید براى شما [نیروى] تشخیص [حق از باطل] قرار مى‏دهد و گناهانتان را از شما مى‏زداید و شما را مى‏آمرزد و خدا داراى بخشش بزرگ است (المیزان ج9 ص56)

البته اهل تقوا به سبب این که به ربوبیت و پروردگاری خدا ایمان دارند و از بینش و نگرش درست برخوردارند، اهل صبر و شکیبایی هستند و همین صبر در برابر مشکلات آنان را در برابر نقص در مال و ثروت و دیگر مصیبت ها حفظ میکند و توفیق را رفیق راهشان میکند وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَ الأنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ (بقره155)

خداوند در این آیه و آیات 36 و 37 محمد به انسان ها هشدار میدهد که ضعف آنها در برابر مال، خود مهمترین عامل است تا خداوند مردم را بدان بیازماید تا سیه رو شود هر که در او غش باشد إِنَّمَا الحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا یُؤْتِکُمْ أُجُورَکُمْ وَلَا یَسْأَلْکُمْ أَمْوَالَکُمْ. إِن یَسْأَلْکُمُوهَا فَیُحْفِکُمْ تَبْخَلُوا وَیُخْرِجْ أَضْغَانَکُمْ زندگى این دنیا لهو و لعبى بیش نیست و اگر ایمان بیاورید و پروا بدارید [خدا] پاداش شما را مى‏دهد و اموالتان را [در عوض] نمى‏خواهد. اگر [اموال] شما را بخواهد و به اصرار از شما طلب کند بخل مى‏ورزید و کینه‏هاى شما را برملا مى‏ کند

آزمون بیت المال در دستان مومنان
یکی از مهم ترین آزمون های الهی مؤمنان، آزمون با بیت المال است. البته هر مسئولیتی در نظام اسلامی، مسئولیتی سنگین است؛ زیرا شخص افزون بر پاسخ گویی به مردم می بایست پاسخ گوی خداوند نیز باشد و خداوند در همین دنیا افزون بر آخرت شخص را مجازات می کند. خداوند از مؤمنان دانا و توانا خواسته است تا مدیریت اقتصادی جامعه و بیت المال را به عهده گیرند

این افراد مؤمن افزون بر این که باید دانا به علم اقتصاد و توانا به مدیریت اقتصادی باشند، در امانتداری و حفظ بیت المال بکوشند قَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ [یوسف] گفت مرا بر خزانه‏هاى این سرزمین بگمار که من نگهبانى دانا هستم (یوسف55) اصل امانتداری در حوزه اقتصاد دولتی و بیت المال بسیار مهم و اساسی است. هرگونه خیانت در بیت المال، گناه و جرم نابخشودنی است.

چرا امتحان می شویم؟

مگر خداوند از باطن کار مردم بی خبر است که با امتحان می خواهد از آن باخبر شود؟
یک وقت چیزی مورد امتحان قرار می گیرد برای اینکه مجهولی را تبدیل به معلوم کنند، امتحان اگر فقط به معنی به کار بردن میزان و مقیاس برای کشف مجهول باشد، درباره ی خداوند صحیح نیست. اما امتحان معنای دیگری هم دارد، و آن از قوه به فعل در آوردن و تکمیل است، خداوند که به وسیله ی بلایا و شدائد امتحان میکند به معنی این که به وسیله ی اینها هر کسی را به کمال لایق آن می رساند

امتحان نمیکند که بهشتی واقعی و جهنمی واقعی معلوم شود بلکه با ایجاد مشکلات و سختی ها آنها که مشتاق بهشت هستند در خلال این سختی ها خود را شایسته و لایق بهشت می کنند و آنکه لایق نیست برجای خود باقی بماند. خداوند که به وسیله بلایا و شدائد امتحان می کند به معنی این است که به وسیله اینها هر کسی را به کمال لایق نمی رساند

شاید بعضی تعجب کنند که چطور علی با این خوراکها، توانائی برابری و غلبه بر شجاعان را دارد؟ قاعدتا باید این طرز زندگی او را ضعیف و ناتوان کرده باشد. خودش اینطور جواب میدهد که اینها اشتباه می کنند، زندگی سخت نیرو را نمی کاهد، تنعم و نازپروردگی است که موجب کاهش نیرو می گردد. چوب درختهای صحرایی و جنگلی که نوازش باغبان را ندیده است محکمتر است، اما درختهای سرسبز و شاداب که مرتب تحت رعایت باغبان و نوازش او می باشند نازکتر و کم طاقت تر از کار در می آید. نوازشهای بی حساب، مانع شدن از برخورد با سختی، ناز پرورده کردن آنهاست.

خداوند نیز وقتی که بنده ای را دوست بدارد او را در شدائد فرو میبرد و به میان سختیها می اندازد، برای اینکه راه بیرون شدن از شدائد، راه شناوری در دریای گرفتاری را یاد بگیرد. لطف و محبت خداست که با مواجه ساختن بنده با مشکلات، وسیله ی آموختن فن شناوری در دریای حوادث و سالم بیرون آمدن از میان آنها را فراهم می کند و راهی نیز جز این نیست.
"ژان ژاک روسو" در کتاب "امیل" می گوید: اگر جسم زیاد در آسایش باشد روح او فاسد می شود. کسی که درد و رنج را نشناسد نه لذت شفقت را می شناسد و نه حلاوت ترحم را، چنین کسی قلبش از همه چیز متأثر نخواهد شد و به این دلیل قابل معاشرت نیست، بلکه مانند دیوی خواهد بود در میان آدمیان.

آزمایش مردم

احسب النّاس ءن یترکوا ان یقولوا َامنّا و هم لا یفتنون امام معصوم ع مى فرماید: مردم آزمایش مى شوند همان گونه که طلا در کوره آزمایش مى شود و خالص مى شوند، همان گونه که فشار آتش ‍ ناخالصى هاى طلا را از میان مى برد و آن را خالص مى کند؛ یفتنون کما یفتن الذّهب ثمّ قال یخلصون کما یخلص الذّهب . نعمت و نقمت ، دو ابزار آزمایش
1- آمادگى در برابر فشارها و سختى ها

استعداد و آمادگى در برابر سختى ها، کار را بر انسان آسان مى کند و اگر این استعداد پیش از وقوع آن سختى حاصل نشود، انسان به هنگام برخورد با آن ها دچار مشکل مى گردد که گاهى قابل تدارک نیست . موارد لزوم آمادگى در قرآن کریم بدین شرح است :
1 آمادگى در امور نظامى ؛ و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة
2 آمادگى در برابر فقر؛ من احبّنا اهل البیت فلیستعدّ للفقر جلبابا.
3 آمادگى در برابر بلا و مصیبت ؛ من احبّنا اهل البیت فلیستعدّ عُدّة للبلاء.
4 آمادگى براى سفر آخرت ؛ استعدّ لسفرک و حصّل زادک قبل حلول اجلک .

2- رسیدن به سعادت در پرتو تحمل مشکلات

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا یعلم اللّه الّذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین
مؤ منین در صدر اسلام چنین فکر مى کردند که تنها بر دین حق بودن سبب غلبه و پیروزى آن ها در جنگ هاست و آنچه بیشتر این فکر را در مغز آن ها رسوخ داده بود، پیروزى در جنگ بدر بود. بدیهى است که این فکر فاسدى است و ایمان تنها نیمى از سعادت انسان را تاءمین مى کند. زیرا در این صورت ، نظام آزمایش الهى باطل مى شود و هرگز مؤمن از کافر شناخته نخواهد شد. اگر مجرد ایمانِ به حق، عامل پیروزى گردد و انسان داخل بهشت شود، میان ایمان ظاهرى و واقعى و درجات گوناگون آن تفاوتى نخواهد بود

پس، ناچار باید ایمان مرد مجاهد با ایمان مجاهد صابر یکسان باشد، همچنین کسى که آرزوى انجام عمل نیکى را در سر پرورانده و در موقع خود نیز آن را انجام داده است، با کسى که این آرزو را داشته، ولى در مقام عمل از انجام آن خوددارى کرده است، یکسان باشند و حال آن که هرگز چنین نخواهد بود.

3- تکامل در پرتو تحمل مشکلات
نحن نقصّ علیک احسن القصص هدف کلى سوره ى یوسف بیان ولایتى است که خداوند نسبت به بنده اش دارد. آن بنده خود را خالص و دل را از محبت الهى سرشار کند و به دیگرى توجه نداشته باشد. خداوند شخصا تربیت چنین بنده اى را عهده دار شده و تمامى شئون او را به بهترین شکل ممکن اداره مى کند. از این رو، تمامى مشکلاتى را که براى حضرت یوسف ع پیش آمد، از حسادت برادران به وى و انداختن او در چاه ، فروخته شدنش به درهم هاى ناچیز، به زندان رفتن و ...، همه را وسیله ى رشد و تکامل و عامل موفقیت او قرار داد

علت این که خداوند در آغاز تربیت، رؤیایى به او نشان داد، از این جهت بود که در همان ابتدا، دورنماى آینده ى درخشان او و ولایت خداوند را به او نشان دهد، تا براى او بشارتى باشد که همواره در طول زندگى و تحولات گوناگون آن، به یاد آینده ى روشن خویش باشد و در نتیجه در برابر حوادث و مشکلات، پایدار و مقاوم باشد و آن ها را وسیله اى براى رسیدن به کمال خویش ‍ بداند.

4- آسان شدن مشکلات
اگر انسان بداند کارهاى او در منظر الهى است و خداوند اجر و مزد احسان کنندگان را ضایع نمى سازد، تمام مشکلات و حوادث سخت بر او آسان خواهد شد إنّ اللّه لا یضیع اجر المحسنین از این رو قوم نوح ع وقتى مشاهده کردند پیامبرشان کشتى مى سازد، او را مسخره مى کردند؛و یصنع الفلک و کلّما مرّ علیه ملا من قومه سخروا منه خداوند به او تسلى داد و فرمود: کشتى را بساز. زیرا در منظر ما هستى؛و اصنع الفلک باعینناهمچنین خداوند هنگامى که به پیامبر ص دستور صبر و مقاومت در برابر مشکلات میدهد، خطاب به حضرت میفرماید: تو در منظر ما هستى و اصبر لحکم ربّک فإنّک باعیننا
امام حسین ع وقتى فرزندش على اصغر ع به شهادت رسید، فرمود: شهادت او براى من آسان است . زیرا در منظر الهى است ؛ هونٌ علىّ ما نزل بى أنّه بعین اللّه

5- افزون بودن آسانى ها بر سختى ها
فإنّ مع العسر یسرا . إنّ مع العسر یسرااز آیه استفاده مى شود که با هر سختى دو آسانى وجود دارد. زیرا کلمه العسر با الف و لام تعریف ذکر شده و منظور از العسر دوم ، همان العسر اول است ، اما کلمه یسر به صورت نکره آمده و یسر دوم غیر از یسر اول است . پس با هر سختى دو آسانى وجود دارد.

آزمون‌های بزرگ برای اولیای الهی

خداوند در آیه 94 مائده روشن می‌سازد که برای امتحان گاهی اوقات کاری می‌کند که ابزارهای گناه در دسترس باشد. از این رو با دسترس قراردادن صید برای حاجیان آنان را به این آزمون وسوسه‌انگیز می‌آزماید. همچنین اصحاب سبت را از طریق همین شیوه آزمود. به این معنا که روزهای شنبه که صید ماهی بر ایشان حرام بود، ماهی بسیاری می‌آمد که در دسترس آنها بود ولی در روزهای دیگر ماهی کم می‌شد یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللّهُ بِشَیْءٍ مِّنَ الصَّیْدِ تَنَالُهُ أَیْدِیکُمْ وَرِمَاحُکُمْ لِیَعْلَمَ اللّهُ مَن یَخَافُهُ بِالْغَیْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ

این‌گونه خداوند آنان را آزمود و ایشان در این آزمون شکست خوردند و به غضب الهی مسخ و بوزینه شدند (اعراف163 تا 165)

 

 

و از اهالى آن شهرى که کنار دریا   بود از ایشان جویا شو آنگاه که به [حکم] روز شنبه تجاوز مى‏کردند آنگاه که روز   شنبه آنان ماهیهایشان روى آب مى‏آمدند و روزهاى غیر شنبه به سوى آنان نمى‏آمدند   این گونه ما آنان را به سبب آنکه نافرمانى مى‏کردند مى‏آزمودیم

 

واَسْأَلْهُمْ عَنِ   الْقَرْیَةِ الَّتِی کَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ   إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتَانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَیَوْمَ لاَ   یَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِیهِمْ کَذَلِکَ نَبْلُوهُم بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ   ﴿163﴾

و آنگاه که گروهى از ایشان گفتند   براى چه قومى را که خدا هلاک‏کننده ایشان است‏یا آنان را به عذابى سخت عذاب   خواهد کرد پند مى‏دهید گفتند تا معذرتى پیش پروردگارتان باشد و شاید که آنان   پرهیزگارى کنند

 

وَإِذَ قَالَتْ أُمَّةٌ   مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ   عَذَابًا شَدِیدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ   یَتَّقُونَ ﴿164﴾

پس هنگامى که آنچه را بدان تذکر   داده شده بودند از یاد بردند کسانى را که از [کار] بد باز مى‏داشتند نجات دادیم   و کسانى را که ستم کردند به سزاى آنکه نافرمانى مى‏کردند به عذابى شدید گرفتار   کردیم

 

فَلَمَّا نَسُواْ مَا   ذُکِّرُواْ بِهِ أَنجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا   الَّذِینَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِیسٍ بِمَا کَانُواْ یَفْسُقُونَ ﴿165﴾

بلعم باعورا (اعراف176) و سامری قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَکَذَلِکَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی گفت به چیزى که [دیگران] به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده [خدا جبرئیل] برداشتم و آن را در پیکر [گوساله] انداختم و نفس من برایم چنین فریبکارى کرد (طه96) نیز که در مقامات عرفانی و بصیرتی، به درجاتی بس بالا رسیده بودند، در آزمون الهی شکست خوردند؛ پس خداوند یکی را به سگ تشبیه کرد و آن دیگری راگرفتار فرار از مردم ساخت

در آیات قرآنی داستان‌های بسیاری از آزمون‌های سخت پیامبران مطرح شده است؛ چنان که آزمون فراق فرزند برای یعقوب (یوسف18 و 83)، بیماری و مصیبت زن و فرزند برای ایوب (ص41 تا 43)، حضرت سلیمان(ع) به فتنه تخت بلقیس و حضور آن (نمل40) و افکنده شدن جسدی بر تخت (ص34)، حضرت نوح (ع) به انواع مشکلات و بلایا (مومنون23 و 30)، حضرت موسی (ع) به کشتن قبطی (طه40)، سپاه طالوت به آزمون آب (بقره، آیه 249) و مانند آن از جمله این آزمون‌هاست که در آیات قرآنی بیان شده است.

امتحان الهى به فراق فرزند

خداوند گاهى پدر را مبتلا به فراق فرزند مى کند، مانند حضرت یعقوب ع که مدتى در فراق فرزندش یوسف به سر برد و حزن و غم و اندوه خویش را به خداوند بازگو کرد قال انما أشکو بثّى و حزنى الى اللّه و گاهى مادر را به فراق فرزند مبتلا مى سازد، مانند مادر موسى ع که او نیز در فراق فرزندش و به دریا انداختن او محزون بود که خداوند بشارت برگرداندن فرزندش ‍ را به او داد فاذا خفت علیه فأ لقیه فى الیمّ و لا تخافى و لا تحزنى انّا رادّوه إ لیک
مال و فرزند از دیدگاه قرآن
قرآن کریم مال و فرزند را به نحو موجبه ى کلیه ابزار آزمون الهى معرفى میکند إنّما اموالکم و اولادکم فتنة و گاهى به نحو موجبه ى جزئیّه مى فرماید: برخى همسران و فرزندان دشمن انسان هستند؛ یا ایّها الّذین َامنوا انّ من ازواجکم و اولادکم عدوّا لکم فاحذروهم شایان توجه است که آزمون بودن مال و فرزند را به صورت کلّى مطرح فرمود و دشمن بودن همسران و فرزندان را به صورت جزئى. زیرا هر مال و فرزندى وسیله ى امتحان است، ولى هر همسر و فرزندى دشمن نیست

انبیاء و امتحان الهی مصباح یزدی

همه انسان ها امتحان می شوند، برای این که ما بدانیم کسی مستثنی نیست، خداوند برای پیغمبران امتحان های خاصی قرار داده است. مهم ترین امتحانی که قرآن ذکر کرده و شاید در طول تاریخ بشر چنین امتحانی کم نظیر باشد، امتحاناتی بود که برای حضرت ابراهیم ع پیش آمد. در آتش افتادن، دستور ذبح اسماعیل و سختی هایی که اصلا در عالم بی نظیر است

برای انداختن حضرت ابراهیم به درون آتش منجنیق درست کردند و او را درون منجنیق گذاشتند و به درون آتش پرت کردند. خداوند او را چنین امتحان کرد تا ببیند آیا صبر می کند یا نه؟ نکته جالب این است که در این فاصله ای که از منجنیق به طرف آتش پرتاب شد، جبرئیل آمد و گفت: ابراهیم! آیا حاجتی داری؟ گفت: به تو، نه. از تو چیزی نمی خواهم. گفت: پس از خدا بخواه. گفت او دارد میبیند. علم او به حال من از درخواست کردن من کفایت میکند (بحارالانوار ج 68 ص651)

در آن شرایط می گوید: به تو حاجتی ندارم. اگر همه این عالم خلق شده بود برای این که یک ابراهیم در آن پیدا شود، ارزش داشت. بعد از همه این ابتلائات، خدا فرزندی به او داده است. فرزندی که در عالم بی نظیر است. در سن نوجوانی این فرزند، که زیبا و با کمال شده، خداوند دستور می دهد که او را ذبح کن و سرش را ببر! ابراهیم بدون هیچ تعللی تا به خواب دید و فهمید چنین وظیفه ای دارد، فوراً آماده شد. این امتحانات مقدمه بود تا حضرت ابراهیم به مقام امامت برسد.

اگر بفهمیم که حضرت ابراهیم با همه این کمالات در مقابل سیدالشهدا ع باید زانو بزند، آن وقت حق می دهیم که همه این عالم فدای حسین باشد. اگر کسی به ساحت ابا عبدالله ع جسارت کند، از جهتی برای من و شما امتحانی است که در مقابل آن ها چه عکس العملی نشان می دهیم.

اولین مورد امتحان در عالم خلقت
حضرت در ابتدا می فرمایند: خدای متعال وقتی حضرت آدم را خلق کرد، فرشتگان و ابلیس را به وسیله حضرت آدم امتحان کرد. گویا اولین مورد امتحان در عالم خلقت، امتحان فرشتگان و ابلیس به وسیله حضرت آدم بود. خدای متعال به فرشتگان و ابلیس- که در صف ملائکه قرار داشت- امر فرمود: همه در مقابل او به خاک بیفتید؛ فقعوا له ساجدین (حجر92)

فرشتگان همه بی چون و چرا به سجده افتادند. در رابطه با اینکه همه فرشتگان بودند یا فرشتگان ارضی- فرشتگان موکل در زمین- قدر متیقن همه فرشتگان ارضی که موکل به این عالم هستند، بوده اند؛ چون در برخی روایات اشاره شده که دسته ای از فرشتگان، آن چنان مستغرق در جلال و جمال الهی هستند که اصلا از اینکه خدا انسان و آدمی آفریده است، با خبر نشده اند نرد علمها الی اهلها.
درمیان این ها فقط ابلیس از جنس فرشتگان نبوده است؛ اما از کثرت عبادت بسیار شبیه آن ها شده بود، به طوری که دیگر ملائکه گمان می کردند که وی نیز از آن هاست؛ لذا وقتی به ملائکه خطاب شد که سجده کنید، از آن جا که به این جمع خطاب شد، ابلیس هم با این که از جن بود، مکلف بود سجده کند. ابلیس مردود شد قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصال من حما مسنون (حجر33 )گفت: من به بشری که از گلی خشکیده خلق شده است، سجده نمیکنم. یعنی گل خشکیده و بعضی به لجن ترجمه کرده اند، به هرحال آدم از گل خشکیده ای خلق شد. به همین جهت هم ابلیس می گفت: من اشرف از او هستم چون من از آتش خلق شده ام.
امیرالمؤمنین ع بعداز این که به این داستان اشاره می کنند، می فرمایند: ... ولو ارادالله ان یخلق آدم من نور یخطف الابصار ضیاؤه و یبهر العقول رواؤه و طیب یأخذ الانفاس عرفه لفعل و لو فعل لظلت له الاعناق خاضعه و لخفت البلوی فیه علی الملائکه ...؛ اگر خدا می خواست آدم را از نوری خلق میکرد که روشنی او چشم ها را خیره میکرد و زیبائیش عقل ها را مبهوت می ساخت و از عطری که تمام نفس ها را به خودش مشغول می کرد و همه می خواستند او را ببویند. اگر آدم این گونه خلق میشد، ابلیس هم در مقابل او سجده میکرد و ملائکه خیلی راحت به چنین موجودی که این همه شکوه و عظمت دارد، این همه زیبا و دوست داشتنی است، سجده میکردند

ولی در این صورت دیگر امتحانی تحقق پیدا نمیکرد. ارزش سجده ملائکه از آن جهت بود که آنها نگفتند: ما کجا و یک موجود خاکی کجا؟ بلکه چون خدا فرموده بود، گفتند سمعا و طاعه؛ اما ابلیس گفت... انا خیر منه...اعراف21.

پس خدای متعال برای امتحان ما در بسیاری از اموری که در این عالم بر ما مجهول است، حکمت هائی قرار داده که ما از آن حکمت ها بی خبر هستیم. حکمت این که خدا این ها را مجهول قرار می دهد و وسیله آزمایش، این است که آن ها آزمایش شوند و مرتبه اطاعتشان معلوم شود و وقتی اطاعت کردند، روح استکبار و تکبر و خودبزرگ بینی از آن ها سلب شود.

انگیزه الهی
قرآن کریم دو راهکار برای الهی کردن انگیزه انسان مطرح می کند:
الف) ایجاد معرفت توحیدی ناب و خالص
قرآن کریم جهان بینی توحیدی و تفسیر الهی خالص و ناب را به انسان ارائه می دهد. براساس این جهان بینی و تفسیر الهی، جهان هستی اعم از عالم مادی و غیرمادی و هرآنچه در آسمان ها و زمین است مخلوق خداست. بنابراین هیچکس و هیچ چیزی از خود استقلال ندارد و حیات و تاثیر گذاری همه آنها وابسته به ذات لایتناهی او می باشد. با چنین نگاهی انسان وظیفه دارد افکار، اخلاق و رفتار خود را عاری از هرگونه شائبه شرک (تثلیث یا ثنویت) و... قرار دهد. چرا که افکار غیرتوحیدی انسان را دچار بحران هویت کرده و او را به سرمنزل مقصود نمی رساند.
ب) ارزیابی دنیا و جایگاه آن
قرآن کریم در روش دوم برای اینکه هرگونه انگیزه های غیرالهی را از انسان دور کند به ارزیابی جایگاه دنیا و ماهیت آن پرداخته است و جاذبه های موجود دنیایی را کوتاه مدت، بازی، خیال و مانند آن معرفی و توصیف می کند و حیات حقیقی و واقعی را در زندگی اخروی می داند.

شاخص های ارزیابی دنیا از نگاه قرآن :

1 - زینت بودن آنچه در زمین است.
قرآن کریم در کهف 7 انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلوهم ایهم احسن عملاً. ما آنچه را در زمین هست، زیوری برای آن ساخته ایم تا بیازماییم شان که کدام یک نیکوکردارترند. آنچه در زمین است و حیات مادی ما را شامل می شود، از نظر قرآن زینت و آرایش داده شده است و خاصیت آرایش این است که انسان را مجذوب خود کند و آن هم برای این است تا او را امتحان کند، چرا که اگر این جاذبه و کشش قوی به خصوص در بعضی از بخش های دنیا وجود نداشت امکان محک زدن و آزمودن ایمان افراد هم فراهم نبود.
2- حیات دنیا، واقعیتی زودگذر
در قرآن حداقل در چهار مورد حقیقت زندگی دنیا عرض معرفی شده و عرض عبارت است از واقعیتی که خود را نشان داده و زود از بین میرود. شما در دنیا به دنبال چیزی هستید که تنها خودی را نشان می دهد و زود رد می شود و پایدار نیست.
3- زندگانی دنیا مایه فریب
یکی از هشدارهایی که قرآن چندین بار به آن اشاره کرده فریبکار بودن دنیا است. البته افرادی دچار این فریب می شوند که اندکی غفلت کنند و ما الحیاه الدنیا الامتاع الغرور و زندگانی دنیا جز مایه فریب نیست.
4- لهو و لعب، دو صفت دنیا
کسی که دنیا را هدف و منظور خود قرار داده، مقصود صحیحی را برای خود انتخاب نکرده است، مانند بچه ای که سرگرم بازی کودکانه است و از واقعیات پیرامونش بی اطلاع می باشد. بنابراین در صورتی که انسان در حیات دنیوی جز به کارهای روزمره نیاندیشد به بازی مشغول خواهد بود. دنیایی که می باید وسیله برای رسیدن به مقامات عالی و کمالات انسانی قرار گیرد، خود هدف می شود و این رویکرد به دنیا، انسان را بی ارزش و به تعبیر قرآن از حیوانات نیز پایین تر سوق می دهد.

آزمون امت ها

از آیات قرآنی به دست می آید که آزمون، اختصاصی به انسان ندارد، بلکه جنیان نیز دچار همان آزمون هایی هستند که انسان ها بدان ابتلاء می شوند هر چند که می تواند تفاوت هایی در کیفیت و کمیت آن داشته باشد، ولی در اصل آزمون و حتی در برخی از موارد و مصادیق آن با هم مشترک هستند (جن16 و17) از سویی دیگر، تنها افراد انسانی گرفتار آزمون های الهی نیستند، بلکه امت ها و جوامع بشری که از افراد و اعضای انسانی ساخته می شود، خود به عنوان یک کلی گرفتار آزمون می شوند. هر چند که برخی برای جوامع اصالتی قایل نیستند و جامعه را امری اعتباری محض می دانند که وجود خارجی ندارد، بلکه وجود ذهنی داشته و منشا انتزاع آن افراد انسانی است

پس سخن گفتن از آزمون خاص برای جامعه جدا از آزمون هایی که برای افراد جامعه انجام می شود، سخنی نادرست است؛ بلکه وقتی سخن از آزمون امت ها و جوامع می شود مراد همان آزمون افراد آن جامعه است.

خداوند در آیاتی چند از آزمون امت ها و جوامع سخن گفته است. گاه از امتحان امت ها با جعل شرایع گوناگون از سوی خداوند سخن به میان آمده (مائده48) و گاه دیگر فرستاده شدن پیامبران الهی همراه با کتاب و میزان، سبب امتحان امت های گوناگون دانسته شده (حدید25)

قرآن در آیه 168 اعراف از آزموده شدن گروه ها و طوایف گوناگون بنی اسرائیل با خوشی ها و ناخوشی ها سخن به میان آورده و در آیه3 عنکبوت در بیان فلسفه آزمون، امتحان امت های گوناگون را در جهت جداسازی راست گویان از دروغ گویان برشمرده است

به هر حال در آیات قرآنی احکام بسیاری برای جوامع بیان کرده است که غیر از آزمون می توان به داشتن اجل برای امت ها و جوامع انسانی غیر از اجل برای افراد آن جامعه اشاره کرد. (اعراف34؛ یونس49)
هر که مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند

براساس قواعد رفتاری هر کسی ادعائی دارد باید آن را به اثبات برساند. پس کسانی که مدعی اموری بس مهم و بزرگ هستند می بایست در آزمون های سخت تر و بیش تری آن را به نمایش بگذارند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. امام باقر(ع) در این باره می فرماید: خداوند تبارک و تعالی چون بنده ای را دوست دارد در بلا و مصیبتش غرقه سازد و باران گرفتاری بر سرش فرودآرد و آنگاه که این بنده خدا را بخواند فرماید: لبیک بنده من! بی شک اگر بخواهم خواسته ات را زود اجابت کنم می توانم اما اگر بخواهم آن را برایت اندوخته سازم این برای تو بهتر است (اصول کافی ج2 ص253، باب شده ابلاء المومن حدیث7)

انسان ها هر چه به خدا نزدیکتر باشند، آزمون های آنان بیشتر خواهد شد. از این رو امام صادق(ع) می فرماید: المومن لایمضی علیه اربعون لیله الا عرض له امر یحزنه یذکر به؛ چهل شب بر بنده مومن نگذرد مگر اینکه واقعه ای برایش رخ دهد و او را غمگین سازد و به واسطه آن، متذکر گردد. (اصول کافی ج2 ص254، باب شده ابلاء المومن حدیث11) کسی که می خواهد به مقام بس بزرگ برسد باید آزمونهای سخت تر از نظر کیفیت و بیش تر از نظر کمیت را تجربه کرده و از آن به سلامت و موفقیت بگذرد. (بقره124)

اصولا دست یابی به برخی از مقامات جز با آزمون های سخت و بسیارشدنی نیست. برخی از مقامات بهشتی جز از طریق آزمون های سخت در بدن و تن به دست نمی آید. امام صادق(ع) می فرماید: در بهشت مقام و منزلتی وجود دارد که هیچ بنده ای به آن نرسد، مگر به درد و بیماری ای که در بدنش حادث شود (اصول کافی ج2 ص552، باب شده ابلاء المومن حدیث 41)
آن حضرت همچنین می فرماید: جایگاه مومن نزد خدای عزوجل برترین جایگاه است و این جمله را سه بار فرمود، چرا که گاه بنده ای را خداوند به گرفتاری مبتلا می سازد و آن گاه جانش را عضو عضو از پیکرش بیرون می کشد، در حالی که وی بر این پیشامد خداوند را حمد و ستایش می گوید. (اصول کافی ج2 ص452، باب شده ابلاء المومن حدیث 31)
از نظر امام صادق(ع) چون برخی از مقامات تنها از طریق آزمون های خاص به دست می آید، مومن اگر بخواهد آن مقامات را به دست آورد می بایست آرزو داشته باشد که گرفتاریهای این چنینی را داشته باشد تا استعداد دست یابی به آن مقامات را به دست آورد. آن حضرت فرمود: اگر مومن می دانست که پاداش مصائب و گرفتاری هایش چه اندازه است، آرزو می کرد با قیچی تکه تکه شود (اصول کافی ج 2 ص 552)
براساس آیات 16 و 17 فجر افزایش ثروت و نعمت به معنای خیر نیست، چنانکه کاهش ثروت به معنای شر نیست، چرا که نعمت می تواند خود بلایی بزرگ باشد یا نقمت و بلایی همان خیر اساسی برای او باشد. انسان نمی تواند هر نقصانی را بلا بداند بلکه شاید ابتلا و آزمونی است که او را به مقامات بالا می رساند. از این رو امام باقر(ع) یادآور می شود که: خداوند عزیز و با جلال از بنده مومنش با رنج و بلا دلجویی می کند، همچنان که شخص با هدیه ای که از سفر آورده، از خانواده اش دلجویی می کند و خدا مومن را از دنیا پرهیز می دهد، همچنان که طبیب بیمار را (از بعضی خوردنی ها و آشامیدنیها) پرهیز می دهد. (اصول کافی ج2 ص 552)

امام صادق(ع) نیز براساس البلاء للولاءمی فرماید که هر که مقرب تر است جام بلای بیشتر و سخت تری را دریافت می کند تا شایستگی هایش بیشتر و استعدادهایش شکوفا شود. آن حضرت می فرماید: در کتاب علی(ع) آمده: شدیدترین بلاها در بین آفریدگان، نخست به پیامبران و سپس به اوصیاء می رسد و آن گاه به مثل و شبیه ترین مردم به آنها. مومن به مقدار نیکی هایش آزموده می شود. هر که دینش درست و کارش نیک باشد، بلایش شدیدتر است، چرا که خدای عزوجل دنیا را مایه پاداش مومن قرار نداده و نه وسیله عذاب کافر. اما آن که دینش نادرست و کارش سست باشد، بلایش اندک است. بلا به انسان مومن پرهیزکار زودتر می رسد تا باران به سطح زمین. (اصول کافی ج2 ص 952، باب شده ابلاء المومن حدیث 92)
کسانی که دردوره های خاص برای کسب تقوا شرکت می کنند گرفتار آزمون های خاصی می شوند که در حالات دیگر، این گرفتاری ها اصلا پیش نمی آید. کسی که بخواهد راه راست را برگزیند و اهل تقوا شود، دشمن درونی و بیرونی به یاری هم می شتابند تا شخص نتواند به مقصود خویش برسد.

مثلا در دوره های تمرینی ماه رمضان و مناسک حج، شرایط بگونه ای تغییر میکند که شخص در حالات عادی هرگز به آن گرفتار نیست. اصولا دوره های تمرینی کوتاه و سخت است و شرایط آزمایشگاهی آن به شدت سخت گیرانه تر می شود تا وقتی که شخص در محیط آزاد قرار می گیرد بتواند از عهده مسئولیت ها برآید. از آن جایی که ماه های رمضان و ذی الحجه برای تقوا سازی است و آیین روزه داری و مناسک حج برای کسب این مهم ساماندهی شده است؛ مشکلات و گرفتاری های شخص در این دو زمان بیشتر می شود. از این رو حاجیان در مناسک حج با حدود سی محدودیت خاص آزموده می شوند (مائده، 49؛ بقره179 و آیات دیگر) چنان که روزه داران با موضوعاتی چون شهوت جنسی آزموده می شوند. (بقره178)
بنابراین شرایط و نیز بر اساس ادعای قرب و بعد، شخص آزمون های متنوع و متعددی را تجربه خواهد کرد. هر یک از این آزمون ها دارای ویژگی هایی است که موجب می شود تا شخص در مسیری که انتخاب کرده است خودنمایی کند و عرض اندام نماید. بنابراین، نمی توان همه مشکلات و یا حتی خوشی ها را نقمت یا نعمت دانست؛ بلکه باید توجه داشت که سنت الهی برآن است که شخص با انواع آزمون ها، هم جایگاه واقعی خود را بشناسد و هم استعدادهای خود را آشکار سازد و هم اینکه بتواند از طریق آن به مقامات عالی برسد

آزمونهائی چون زلزله، گرسنگی و مرگ فرزندان و خویشان و یا ثروت زیاد و رفاه بسیار، از سنت های الهی است که نباید از آن غفلت ورزید و باید همیشه هوشیار و بیدار بود و برای آزمون های سخت و متعدد آماده بود. (عنکبوت2 و 3)

امتحان مدعیان ایمان سخت تر و دشوارتر خواهد بود؛ زیرا ادعای امری بزرگ چون ایمان را دارند و این می بایست در بوته آزمون مشخص شود که شخص تا چه اندازه پای بند باورهایش است. مثلا اگر کسی به خداوند ایمان داشته و ولایت او را پذیرفته باشد، باید در تکوین و تشریع، خداوند را بر خود مقدم دارد و در همین راستا ولایت پیامبر(ص) و چهارده معصوم(ع) را به عنوان ولایت مظهری بپذیرد و ایشان را بر خود مقدم دارد: النبی اولی بالمومنین من انفسهم (احزاب 6)؛ چرا که ولایت اولوالامر معصوم که متاله (خدایی) شده هستند، مظهر ولایت خداوندی و خلیفه او بر هستی است

این آزمون در اشکال گوناگونی بروز و ظهور می کند که از آزمون های معمولی چون امساک در خوردن و آشامیدن و مبارزه با لشکر بزرگ دشمن (بقره 245-262) تا ایجاد محدودیت در بهره مندی از مواهب دنیا (قمر 27) و تا آزمایش با فرزند و مال (انفال 28)، یا ترس و گرسنگی، زیانهای مالی و جانی و کمبود مواد غذایی یعنی فقدان آرامش و آسایش (آل عمران 186) را شامل می شود.

ارتباط آزمایش با خواسته های نفسانی
آزمون های الهی به گونه ای رخ می دهد تا در کوزه هر آن چه هست برون تراود و آشکار گردد.
در این میان، ابزارهایی را خداوند برای آزمون انسان قرار داده است که از آن جمله هواهای نفسانی درونی و وسوسه های شیطانی بیرونی است. ابلیس بارها انسان را فریفته است و با وعده های دروغین گمراه نموده است. خداوند درباره ابلیس می فرماید: و ما یعدهم الشیطان الا غروراً؛ شیطان جز غرور به ایشان و عده ای نمی دهد. (اسراء 65) این گونه است که با وعده های دروغین و باطل ابلیس انسان گمراه می شود. بنابراین یکی از ابزارهای امتحان و آزمون الهی، ابلیس و وعده های پوچ و دروغین اوست.

امام زمان(عج) و کشتن ابلیس

ابلیس پس از آن که در مقام قدس در آمد، با یک آزمون الهی هبوط کرد و در نهایت به خاطر عناد و استکبار و خودبزرگ بینی اش سقوط کرد. در آن زمان از خداوند خواست او را تا روز قیامت مهلت دهد؛ ولی خداوند نپذیرفت که به او تا روز قیامت مهلت دهد، بلکه به او مهلت داد تا وقت معلوم در دنیا باشد و به عنوان ابزار آزمون الهی عمل کند: فانک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم (حجر، 37 و 38) در قرآن و نهج البلاغه آمده پس از آن که شیطان مهلت خواست، خداوند به او مهلت داد تا «یوم الوقت المعلوم»، اما در این که منظور از یوم الوقت المعلوم چیست در میان مفسران قرآن و نهج البلاغه گفتگوست

احتمال این که منظور زمان معینی است که پایان عمر ابلیس است و تنها خدا می داند و جز او از آن آگاه نیست؛ چرا که اگر آن زمان را آشکار می ساخت ابلیس تشویق به گناه و سرکشی بیشتر می شد.

بقای سنت امتحان پس از مرگ ابلیس و شیطان
در عصر حکومت جهانی معصومان(ع) سنت امتحان و آزمون برقرار است؛ زیرا نفس انسانی نمرده و هواهای نفسانی، همچنان زنده است و می خواهد تا الهه باشد و معبود انسان گردد. از این رو همچنان خطاها و گناهانی از سوی انسان سر می زند. اما شرایط از نظر حملات بیرونی و وسوسه های ابلیسی و شیاطینی کاهش می یابد ولی این بدان معنا نیست که آرامش و آسایش پایداری چون بهشت ایجاد می شود؛ زیرا به هر حال، هر انسانی باید در امتحان و ابتلاء سر بلند شود و حقیقت خویش را بشناسد و دریابد. بنابراین، کشته شدن ابلیس سبب نخواهد شد که عوامل گناه به طور کلی از جهان ریشه کن شود و مسأله اطاعت و آزمایش الهی منتفی گردد؛ چرا که عامل اصلی که هوای نفس است به قوت خود باقی است.

راهکارهای موفقیت در امتحانات الهی

ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون ما جن و انس را خلق نکردیم مگر اینکه عبودیت ما را انجام دهند (الذاریات- 56) همچنین در (الملک 2) می فرماید: الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا او کسی است که مرگ و زندگی را آفرید تا بیازماید کدامیک از شما بهترین رفتار را دارید. بنابراین مقدمه که همه انسان ها در یک امتحان گسترده و همگانی الهی شرکت دارند:
1- صبر و پایداری رمز پیروزی در این راه، صبر و پایداری است که بشارت و شادکامی تنها به صابران و راست قامتان داده شده است.
2- توجه به گذرا بودن دنیا توجه به گذرا بودن حوادث جهان و سختی ها و مشکلات دنیا که گذری بیش نیست و همه ما از گذرگاهی چند روزه عبور می کنیم، پس باید به خود بگوییم «ما از آن خدا هستیم و به سوی خدا باز می گردیم» این جمله که به کلمه استرجاع معروف است، عصاره ای از بهترین درس های توحید و انقطاع الی الله و تکیه بر ذات پاک او در همه چیز و در هر زمان است.
3- استمداد از نیروی ایمان و الطاف و امداد الهی استمداد از نیروی ایمان و الطاف و امداد الهی در بروز حوادث دشوار انسان را از پای درمی آورد، زیرا هر انسان معمولی در مشکلات گرفتار اضطراب و ترس و سردرگمی می شود، اما دوستان خدا چون برنامه و هدف روشنی دارند، آرام به راه خود ادامه می دهند.
4- توجه به تاریخ گذشتگان توجه به تاریخ گذشتگان و بررسی و ارزیابی موقعیت آنان در برابر آزمایش های خداوند، جهت آماده سازی روحی و روانی در برابر امتحانات پروردگار موثر است. چرا که گاهی انسان در تنهایی احساس ناامیدی و شکست می کند و از نیروی مقاومت او کم می شود، پس دقت در حقیقت گذشته. اقوام و ملت ها، سبب عبرت و افزایش نیروی پایداری می گردد

به همین دلیل خداوند در قرآن بارها برای دلداری به پیامبر اکرم(ص) و تقویت روحیه ایشان و مومنان، به گذشته دردناک پیامبران اشاره می کند که اگر تو را مسخره کنند نگران مباش، پیامبران پیشین نیز گرفتار اهانت جاهلان بودند. اما با نیروی استقامت بر آنها پیروز شدند.
5- توجه به آگاهی خداوند از همه آزمایش ها و بلاها توجه به این حقیقت که همه آزمایش ها و بلاها در پیشگاه خداوند مهربان رخ می دهد و او از همه چیز آگاه است. مثل کسانی که در میدان مسابقه اند تا گروهی تماشاگر و تشویق کننده در اطراف میدان که آنها را تحت نظر داشته و حمایت می کنند، به کار شوق و عشق بیشتری نشان می دهند. جایی که چند نفر انسان چنین اثری در روح انسان دارند، پس آن حقیقتی که ما را می بیند و کوشش های ما را در صحنه های آزمایش می سنجد، چه عشق و شوری درکار می آفریند. سالار شهیدان امام حسین(ع) فرزند عزیز کوچک او علی اصغر(ع) با فجیع ترین حالت شربت شهادت نوشید، اما آن حضرت فرمود: همین که این امور در برابر دیدگان خداوند انجام می گیرد تحمل آن بر من آسان است.

شیرینی ابتلاء برای اولیای الهی

یکی از سنت‌های الهی سنت امتحان است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است. براساس آموزه‌های قرآنی سنت امتحان از راه‌های گوناگونی انجام می‌شود که شامل نعمت و نقمت و مصیبت است. در این میان آزمون الهی از طریق مصیبت و بلا امری است که پیامبران و اولیای الهی بسیار بدان آزموده شده‌اند

این آزمون‌ها از نظر کمیت و کیفیت با آزمون‌های مردم عادی بسیار متفاوت است، برای پیامبران و اولیای الهی در عین تلخی ظاهری، بسیار شیرین است؛ چرا که سربلند بیرون آمدن از این آزمون‌ها موجب افزایش تقرب بیشتر آنان می‌شود. از این رو به این مصیبت‌ها همانند داروی تلخ می‌نگرند و با لذت و شیرینی تمام آن را به جان و دل می‌خرند.

کراهت بلا در وهم و خیال و محبوبیت عقلانی آن
براساس آموزه‌های قرآنی در نظام دنیا چیزی که برخلاف استعدادها و خواسته‌های درونی انسان باشد تنظیم نشده است. لذا خداوند فرموده است: لا نکلف نفسا الا وسعها؛ ما به نفس انسان تکلیف بیش از وسع و توانش نکرده‌ایم (بقره233؛ انعام152)؛ یعنی ما هیچ‌کس را بطور فردی یا جمعی بیش از مقدار استطاعتش تکلیف نمی‌کنیم

خداوند به انسان غرایز جنسی و غیرجنسی داده است که باید تامین شود؛ زیرا این غرایز برای بود و هست انسان در زندگی لازم است و جزو لوازم زندگی دنیوی انسان بلکه گاه جزو ماهیت انسانی محسوب می‌شود

خداوند همان طوری که این غرایز را داده برای تأمین آنها نیز راه‌های حلال فراوانی بیان کرده است. خداوند هرگز دستور نداده که غریزه‌ای را تعطیل کنند یا بر آن چیزی را تحمیل کنند

از این رو در آیات قرآنی از رهبانیتی که به معنای سرکوب غرایز است سخنی به میان نمی‌آورد و آن را از اختراعات مسیحیان و مانند آن می‌داند (حدید27) که در اسلام مجوزی برای چنین رفتاری صادر نشده و حتی پیامبر(ص) بصراحت فرموده است: لا رهبانیه فی الاسلام.

آن چه خداوند از انسان می‌خواهد، مدیریت عقلانی دو قوه اساسی شهوت و غضب است تا سرکشی و طغیان نکند؛ زیرا حضور در محیط مساعد زمینی و وجود هواهای نفسانی و وسوسه‌های بیرونی، احتمال سرکشی و فجور را در نفس زیاد می‌کند و این عقل است که می‌تواند کمک کند تا در حالت اعتدال فطری باقی بماند

البته در حالت اضطرار و ضرورت هیچ تکلیفی نیست و آثار و تبعات آن را همان خداوندی که تاثیر برای اشیاء جعل می‌کند همان را برمی‌دارد؛ چنان که از آتش برداشته و بر ابراهیم سرد و سلامت داشته است. انسان موجودی است که به سبب ترکیب خاک و روح الهی در کمال فعالیت و انفعال است

مسیر طولانی که باید از خاک تا خدا در پیش گیرد از گردنه‌های بسیاری چون زندگی گیاهی، حیوانی، ملکی و مانند آن می‌گذرد. انسان اگر بخواهد از زندگی گیاهی بالاتر رود می‌بایست از آزمون‌های سختی بگذرد تا زندگی حیوانی را تجربه کند و آن را از قوه به فعل درآورد. زندگی حیوانی برتر از زندگی گیاهی برخوردار از احساس وعواطف مانند عواطف پدری و مادری ات.

انسان برای اینکه بتواند از زندگی گیاهی به حیوانی برسد و از آنجا به زندگی ملکی برود باید تغذیه جسم و جان سالمی داشته باشد. اینجاست که ممکن است آزمون‌های سخت‌تری پیش آید که در زندگی گیاهی و در سالیان نخست معنا و مفهوم ندارد. وقتی انسان بالاتر آمد و به مرحله بلوغ رسید، انواع عواطف و احساسات در او رشد می‌کند که مربوط به زندگی حیوانی است

از آنجا به بعد باید تلاش کند تا روح و جان خویش را نیز پرورش دهد و تنها به جسم نپردازد تا زندگی ملکی یابد. در این مرحله انسان هر چند که به ظاهر نوعی حیوان است ولی می‌خواهد متاله شود و نوع عواطف و احساسات او دیگر شبیه عواطف و احساسات حیوانی نیست.

به عنوان نمونه عواطف و احساسات نسبت به همسر و فرزند و پدر و مادر متفاوت از احساسات حیوانی است. اینجاست که مودت، رحمت و مانند آن جایگزین می‌شود و روابط خانوادگی خاصی شکل می‌گیرد که در حیوان نمی‌توان آن را سراغ گرفت. اینجا نیز آزمون‌های سخت‌تر و متعددتری پیش می‌آید تا روح و روان آدمی قدرت و قوت بیشتری بگیرد و بتواند از واهمه به عاقله برسد.

البته انسان هرچه بالاتر می رود دیگر این قوه عاقله به تنهایی نمی‌تواند راهنمای او باشد؛ زیرا مراحل سخت‌تر و دشوارتر است و انسان می‌بایست کسی را داشته باشد که میان خوب‌ها، خوب‌ترها را به او نشان دهد. در چنین شرایطی وحی به مدد انسان می‌آید تا احسن را میان حسنات نشان دهد (اعراف145) از همین رو پیامبر (ص) می‌فرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق، من برای اتمام بزرگواری‌ها و مکارم اخلاقی برانگیخته شده‌ام. به این معنا که میان حسنات بهترین آنها که همان مکارم اخلاقی است را نشان دهم.

پیچیده شدن بهشت به تلخی‌ها از نظر مردم

در اینجا کار انسان‌های معمولی، سخت و سخت‌تر می‌شود؛ زیرا هر چه بالاتر می‌آیند می‌بایست آزمون‌های سخت‌تر و شدیدتری را انجام دهند؛ ولی از آن جایی که عقل تمام و کاملی به دست نیاورده و هنوز گرفتار عقل ناتمام هستند که با اوهام و خیالات آمیخته است، این آزمون‌های سخت را تلخ و مکروه می‌یابند از این رو برای مردم معمولی بهشت رفتن همراه با پذیرش آزمون‌های تلخ است: حفت الجنه بالمکاره و حفت النار بالشهوات؛ بهشت به تلخی‌ها و دوزخ به شهوت و لذت پیچیده شده است

انسان‌های معمولی و متوسط در طریقت رنگ خدایی گرفتن (بقره138) و خدایی و ربانی شدن (آل‌عمران79) آزمون‌های الهی که برای فعلیت‌یابی استعدادها و افزایش ظرفیت‌ها انجام می‌شود را (آل‌عمران143؛ محمد31؛ آل‌عمران154؛ مائده94) تلخ و مکروه می‌شمرند. در حالی که می‌بینند گنان کردن آسان است و حتی وسایل آن نیز آماده و فراهم بوده و برای نفس انسانی شیرین و لذت‌آفرین است. (مائده94؛ اعراف163 تا 165) همین جاذبه‌های کاذب و دروغین دوزخ است که بسیاری به سمت و سوی آن کشیده می‌شوند؛ اما تلخی آزمون‌های بهشت بگونه‌ای است که گویی انسان دوزخ را در همین دنیا برای خودش ساخته است

بسیاری از مردم می‌گویند چرا خودتان را محدود می‌سازید و از لذت‌های جنسی و شهوانی، خود را محروم می‌کنید؟ زیرا جاذبه‌های دوزخی دنیا موجب می شود که وهم و خیال این شیرینی شهوت کاذب را برای آدمی دایمی و خوب جلوه دهد. لذا بهشت از دوزخ می‌گذرد که همین دوزخ شهوات دنیوی کاذب است. (مریم71)
اما وقتی به عقل کامل به دور از وهم و خیال، مراجعه می‌شود، دیده می‌شود که عقل، همین سختی‌ها را روح و ریحان می‌بیند و آن تلخ‌ها را شیرین‌تر از عسل می‌داند

چنان که یاران حضرت امام حسین(ع) در روز عاشورا درباره سختی‌های عطش و رنج و مرگ می‌گفتند: الموت احلی من العسل؛ آزمون مرگ برای ما شیرین‌تر از عسل است؛ زیرا اینان با عقلی به جهان می‌نگرند که همان عقل عملی است و درباره آن گفته شده است: «ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان؛ عقل آن است که با آن خداوند بندگی و بهشت کسب می‌شود.»
عقل نظری و وهمانی انسان ممکن است مرگ و رنج و درد آزمون‌های الهی را ناخوشایند بداند، اما عقل عملی خدایی انسان، آن را ممدوح و محمود و شیرین و خوشایند می یابد؛ زیرا آن را در مسیر کمالی خود می‌داند. از این رو، همان داروی تلخ وهمانی را حبالله و قربه الی الله و لوجه الله به شیرینی عسل عقلانی می‌چشد و می‌نوشد؛ چنان که خداوند در سوره انسان بیان می‌کند که اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در آزمون‌های سه شبانه‌روزی خود، با آن که نیازمند غذا بودند، برای رضایت خداوندی، افطاری خود را به فقیر و مسکین و اسیر می‌دهند

از نظر قرآن انسان اگر بتواند انگیزه اعمال خود را اصلاح کند و از دریچه عقل عملی به مسایل بنگرد، تلخ‌ها شیرین می‌شود و همانند حضرت ابراهیم(ع) و رسول‌الله(ص) و دیگران در مقام صبر جمیل، آن را به شیرینی عسل و بلکه گواراتر می‌نوشد.

انسان‌ها تا رسیدن به این مقام می‌بایست آزمون‌های سخت و دشواری را بپیمایند تا این مفاهیم در جان و دل ایشان نقش ببندد و علم حصولی شان به علم شهودی تبدیل شود. از آنچه گذشت معلوم شد که چرا آزمون‌های الهی برای اولیای الهی شیرین‌تر از عسل است؛ زیرا آنها آزمون‌های سخت و شدیدی چون مصیبت‌ها و بلایا را آزمون عقل عملی و نفس خود می‌دانند که بدان وسیله می‌توان در مقام عمل، اراده خود را بسازند و پر پرواز به دست آورند و در مقام عزم ارادی، خودی نشان دهند و از دام وهم و خیال برهند و به آسمان عقلانیت الهی بپرند. شکست در هر آزمونی هر چند که تلخ است ولی اگر انسان امیدوار باشد، خود دریچه‌ای برای کسب عبرت و معرفت برای پیروزی و گذر از موانع است

انسان‌ها در آزمون‌های عملی سخت است که عزم و اراده‌شان در حوزه ایمان به نمایش درمی‌آید و معلوم می‌شود که تا چه اندازه عزم ایمانی برای متاله شدن را در خود تقویت کرده‌اند.

وظیفه انسان در روزهای خوشی و ناخوشی

رُوِیَ عَن عَلِیِّ اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ: اَلدَّهرُ یَومانِ فَیَومٌ لَکَ وَ یَومٌ عَلَیکَ فَاِذا کانَ لَکَ فَلا تَبطَر وَ اِذا کانَ عَلَیکَ فَلا تَحزَن فَبِکِلَیهِما سَتُختَبَرُ[1] روزگار دو روز است: روزی موافق میل نفسانی و رضایت توست و روزی هم موافق میل و رضایت تو نیست. اگر روزگارموافق میل تو بود، خوشحال و مغرور مشو و اگر مطابق میل تو نبود اندوهگین مباش؛ زیرا تو به هر دو حالت امتحان می­ شوی. این تعبیر، مکرّر در کلمات حضرت علی (ع) دیده می­ شود؛ امّا این روایت یک جمله اضافه دارد و آن هم امتحان در این دنیا است

به عنوان اینکه دنیا را خانه ­ای فرض کنیم که دمِ درِ آن کسی است که می ­گوید: وضع خانه به گونه ای است که گاهی ناراحتی دارد و چیزی از تو می­ گیرند و موافق میل تو نمی­ باشد و گاهی چیزی به تو می­ دهند که موافق میلت می ­باشد امّا حواست را جمع کن که اینها حساب شده است و خداوند امتحانت می­ کند. نه فقط با چیزهای مادی، بلکه بالاتر از آن با سلامتی، بیماری و...
ای انسان! از اوّل که وارد این خانه شدی امتحان می ­شوی و تو به خاطر دنیا نه خیلی خوشحال و نه خیلی ناراحت بشو. خوشی و ناخوشی دنیا را کنار بگذار، زیرا خانه تو اینجا نیست و از این خانه خارج می­ شوی. در روایت هست که حضرت جبرئیل آمد خدمت حضرت نوح (ع)و گفت که تو در میان انبیا، دارای بالاترین عمرها هستی، بگو در دنیا چه دیدی؟ حضرت نوح(ع) فرمودند: مثل خانه ­ای بود که از این در وارد شدم و از آن در خارج شدم

انسان ببیند چه ظرفیتی دارد؛ آن موقع که امور دنیا مخالف میل اوست آیا جزع و فزع کرده و از خدا شکایت می­ کند و آن موقع که امور دنیایی موافق میل اوست، خدا را فراموش می کند یا نه؟ بحار الانوار ج75 ص44 آیت الله مجتبی تهرانی(ره)

منظور از سخت شدن امتحانات الهی چیست؟

راز خلقت انسان در این عالم، فراهم کردن زمینه انتخاب برای امور مختلف است؛ چیزی که در فرهنگ دینی امتحان نامیده می‌شودآن که مرگ و زندگی را بیافرید، تا بیازمایدتان که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است و اوست پیروزمند و آمرزنده(ملک2)

خداوند می‌توانست همه انسان‌ها را در بهشت بیافریند و این مسئله برای او مقدور بود و هیچ‌کس هم نمی‌گفت چرا چنین کرده است. این‌که انسان و این عالم را با این هزینه سنگین آفرید، برای این بود که مخلوقاتی به ‌وجود آورد که با انتخاب خود مسیرشان را مشخص کنند؛ آمدن انبیاء و اولیای الهی، تحمل رنج و سختی دوری از وطن و تحمل زندان‌ها و در نهایت شهادت، به‌جود آمدن حادثه کربلا و از دست دادن شهیدانی که ارزش یک تار مویشان از همه عالم بیشتر است، همه و همه برای تحقق این هدف بود.

خداوند ملائکه را در مسیر خیر آفرید؛ حیوانات را خلق کرد که هیچ تکلیفی ندارند و تابع شرایط طبیعی هستند؛ اما در این میان، جای موجودی که مسئولیت داشته باشد و بتواند با انتخاب خود نتیجه خوب یا بد کار خود را تعیین کند، خالی بود : هر کس می خواهد ایمان بیاورد و هر کس نمی خواهد راه کفر پیش گیرد (اسراء 29.)آنگونه که از قرآن استفاده می‌شود، چنین موجودی می‌تواند با اراده و اختیار خود جانشین یا نماینده خدا روی زمین باشد. شاید رازی که خداوند در جواب پرسش ملائکه بیان کرد، همین مسئله باشد؛ وقتی ملائکه به خداوند گفتند: آیا کسی را می آفرینی که در آنجا فساد کند و خون ها بریزد.و خداوند در جواب فرمود: آنچه من می دانم شما نمی دانید.

راز همین بود که در میان انبوه مشکلات، عده‌ای راه صحیح را می‌شناسند و به خدا نزدیک می‌شوند؛ آن‌گاه ملائکه خادم این افراد می‌شوند. چون ملائکه از مسئله انتخاب، آگاهی نداشتند و نمی‌دانستند نتیجه آن چه می‌شود و این چه فضیلتی است، خدا فرمود: آنچه من می دانم شما نمی دانید.

سخت‌تر بودن انتخاب‌های اجتماعی در برابر انتخاب‌های فردی:

ما نیز باید به‌ طور دائم به مسائل فردی خود توجه داشته باشیم و بدانیم که بر سر چند راهی‌ها، کدام مسیر را انتخاب کنیم .یعنی در زندگی خود با امتحان‌های فردی مواجه‌ایم؛ شاید هر یک از ما در هر لحظه ده‌ها امتحان داشته باشیم؛ ما به‌طور دائم در نگاه کردن، شنیدن، سخن گفتن و دیگر امور زندگی‌مان بر سر چندراهی‌ها قرار داریم که باید از میان آن‌ها مسیر درست را انتخاب کنیم؛ اینها مربوط به مسائل فردی است؛ اما اگر این مسائل در کنار مسائل اجتماعی قرار گیرد، در برابر آن‌ها رنگ می‌بازد؛ زیرا هر انتخابی در فعالیت‌های اجتماعی، چه‌بسا هزاران یا میلیون‌ها انسان را به سمت جهنم یا بهشت سوق دهد.

برای مثال، به‌ وسیله یک‌ نفر، با یک بمب اتمی صدها هزار نفر کشته می‌شوند؛ یا اینکه چه‌بسا با اقدام یک ‌نفر، عده زیادی نجات پیدا کنند. گاهی انسان برای انتخاب یک چیز از قرعه‌کشی و روش شیر و خط استفاده می‌کند؛ این انتخاب کور است؛ برای این‌ که انتخاب آگاهانه باشد، فرد باید بداند تصمیم‌های او چه آثاری دارد و نتایج آن چیست؛ یعنی با محاسبه و دقت انتخاب کند؛ این ویژگی انسان است. انتخاب کور فایده‌ای ندارد.

سخت‌شدن امتحان‌های الهی همزمان با رشد انسان‌ها و جامعه:

از ابتدا که ما به تکلیف می‌رسیم و باید انتخاب کنیم، همه چیز برایمان روشن نیست. کودک وقتی بزرگ می‌شود، به ‌تدریج شعور، تجربه و آگاهی از دین و مسائل اجتماعی پیدا می‌کند و می‌فهمد باید چه کاری انجام دهد یا ندهد؛‌ کجا اشتباه داشته و کجا درست عمل کرده است.ما در دهه اول انقلاب امتحان خود را دادیم؛ برای رفتن به مراحل بالاتر، باید امتحان‌های سخت‌تری بدهیم.البته در این میان چه‌بسا گاهی دچار تنزل شویم یا در همان مرحله بمانیم.امتحان‌های الهی این‌گونه است که وقتی انسان مردود شد، در همان مرحله باقی نمی‌ماند، بلکه تنزل و سقوط می کند؛ یعنی انسان نمره منفی و زیر صفر می‌گیرد

بنابراین، نباید امید داشته باشیم که هر روز، اوضاع آرام‌تر، شرایط روشن‌تر و مشکلات کمتر باشد.عمر سعد در شب عاشورا، از شب تا صبح خواب نمی‌رفت و با خود فکر می‌کرد که چه کند! آیا جنگ با امام حسین ‌علیه‌السلام را قبول کند یا نکند ؟! اینکه کسی که چندین سال در دارالاسلام زندگی کرده و پای منبر امیرالمۆمنین علیه‌السلام بزرگ شده، این‌گونه متحیر بماند که چه کند، نشان‌دهنده سختی امتحان است.

سختی شناخت تکلیف در امتحان‌ها:

از این‌جا باید حدس بزنیم که از این به بعد نیز هر روز امتحان‌ها سخت‌تر خواهد بود. سختی بدان معنا نیست که تعداد کشته‌های بیشتری بدهیم یا پول بیشتری خرج کنیم؛ بلکه تشخیص تکلیف مشکل‌تر است. بنابراین، باید بصیرت، فهم، شعور و تجربه خود را زیاد کنیم. امتیاز کسانی که در دوره‌های بعد پذیرفته می‌شوند این است که درکشان بالاتر می‌رود.‌مرحله بعد از درک هم ایمان است و به آنچه درک می‌کنند عمل می‌کنند. اما اولین قدم برای ترقی، بالاتر رفتن فهم است. بر این اساس، باید منتظر باشیم که هر روز با دشواری‌های جدید و بیشتری مواجه شویم.

 


منبع

اخبار تکنولوژی - اسکریپت - گنج یاب - فلزیاب - انجمن تخصصی وبمستران - دانلود موزیک - جستجوگر فارسی - فلزیاب گنج یاب - اسکریپت فارسی - دانلود اسکریپت - قالب وردپرس - افزونه وردپرس - تبلیغ در اینترنت - امید صمدبین